ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣١٦ - باب(٣٣) در ذكر شمه از مناقب حضرت عسكرى
براى او نوشت: شما شر ايشان را كفايت خواهيد كرد ان شاء اللَّه، گويد: پس جعفرى با گروهى اندك براى جنگ با ايشان بيرون تاخت و آنها بيش از بيست هزار بودند و با اين حال تار و مارشان كرد.
٨- و از محمد بن اسماعيل علوى روايت كند كه گفت: حضرت عسكرى را نزد على بن اوتاش (يا على بن نارمش- چنانچه در برخى از نسخهها است) زندان كردند، و اين مرد سختترين دشمنان آل محمد ٦ بود و بسيار با خشونت نسبت بفرزندان و خاندان ابى طالب رفتار ميكرد، و باو دستور دادند هر چه ميتوانى نسبت باو سخت گيرى و آزار كن!، گويد: بيش از يك روز نگذشت كه آن مرد در برابر آن حضرت گونه بر خاك گذارد (كنايه از شدت فروتنى است) و بواسطه احترام و بزرگداشت آن حضرت در برابرش ديده باو نمىانداخت و سر بزير بود، و هنگامى كه حضرت از پيش او بيرون رفت آن مرد از بهترين شيعيان خوش عقيده و ستايشگر آن حضرت شده بود.
٩- و از ابى هاشم روايت كند كه گفت: از تنگى زندان و فشار كند و زنجير (كه گرفتار شده بودم) بدان حضرت شكايت كردم! حضرت بمن نوشت: امروز نماز ظهر را در منزل خودت خواهى خواند، گويد:
هنگام ظهر آزاد شدم و چنانچه فرموده بود نماز ظهر را در خانه خود خواندم. و من در فشار و تنگدستى بودم و خواستم در آن نامه كه (از زندان) برايش نوشتم كمكى بخواهم ولى خجالت كشيدم، همين كه بخانه رسيدم حضرت صد دينار برايم فرستاد و بمن نوشت: هر گاه حاجتى داشتى شرم و ملاحظه نكن، و آن را بخواه كه آنچه خواهى بتو خواهد رسيد ان شاء اللَّه.
١٠- و از نصير خادم روايت كرده كه گفت: بارها از حضرت عسكرى ٧ شنيدم كه با غلامان