ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١٣ - باب(١٦) در بيان شمه از معجزات و نشانههاى امامت حضرت موسى بن جعفر
باب (١٦) در بيان شمه از معجزات و نشانههاى امامت حضرت موسى بن جعفر ٧:
١- محمد بن قولويه (بسند خود) از هشام بن سالم روايت كرده كه گفت: پس از وفات امام صادق ٧ من و محمد بن نعمان (مؤمن الطاق) در مدينه بوديم، و مردم بر سر عبد اللَّه بن جعفر انجمن كرده بودند كه او پس از پدرش امام است، پس ما بر او در آمديم و مردم نزد او بودند، ما از او پرسيديم: زكاة در چه اندازه از مال واجب مىشود؟ گفت: در دويست درهم پنج درهم، گفتيم: در صد درهم (چه اندازه واجب است)؟ گفت: دو درهم و نيم، گفتيم: بخدا مرجئة (سنيهاى لا ابالى) نيز اين را نگويند، عبد اللَّه گفت: بخدا من نميدانم مرجئة چه ميگويند، هشام گويد: پس ما از نزد عبد اللَّه بن جعفر گمراه (و سرگردان) بيرون آمديم و نميدانستيم بكجا برويم و در كنار يكى از كوچههاى مدينه نشسته گريه مىكرديم و نميدانستيم چه بايد بكنيم و بكه رو آوريم، با خود ميگفتيم: بسوى مرجئة، يا بسوى قدريه، يا بسوى معتزله، يا بسوى زيديه برويم؟ در همين حال بوديم من مردى را كه نمىشناختم ديدم با دست بمن اشاره ميكند، ترسيدم جاسوسى از جاسوسان منصور دوانيقى باشد، چون منصور جاسوسانى در