ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥٠ - باب(٧) در بيان شمه از حالات حضرت على بن الحسين
ديدگان باو متوجه شد، و از آنجا كه در نظرشان شخصيتى بزرگ و با عظمت جلوه كرده بود از يك ديگر مىپرسيدند: اين كيست؟ اين كيست؟ فرزدق شاعر در آنجا بود، پس (براى معرفى آن بزرگوار اشعارى انشاء كرده) گفت:
١- اين مرد كسى است كه سنگريزههاى مكه جاى پاى او را مىشناسند، خانه كعبه و بيانهاى حجاز از حل و حرم او را مىشناسند.
٢- اين فرزند بهترين همه بندگان خدا است، اين همان مرد پرهيزكار و پاكيزه و پاكى است كه نشانه (خداوند در روى زمين) است.
٣- هنگامى كه براى دست ماليدن و بوسيدن حجر الاسود مىآيد (و دست بديوار خانه كعبه مىنهد) نزديك است ركن حطيم (آن قسمت ديوارى كه در ميان حجر الاسود و درب خانه كعبه است) بخاطر آشنائى با آن دست، آن را نگهدارد.
٤- از حيا و شرمى كه دارد چشمان خويش بر هم مينهد، و ديگران نيز بخاطر شكوه و بزرگيش چشم خود بر هم مىنهند (و نميتوانند در رخسارش نگاه كنند، و با او سخن گويند) و با او سخن نگويند جز آنگاه كه تبسم كند (كه در آن هنگام مردمان جرأت سخن گفتنش پيدا كنند).
٥- كداميك از بندگان خدا هستند كه نعمتهائى از برترى داشتن اين مرد يا از براى او بگردنشان نباشد!.
٦- هر كه خدا را بشناسد برترى و پيشى اين مرد را نيز بشناسد، و دين و آئين از خانه اين مرد بدست امتها رسيد.
٧- هر گاه قريش او را ديدار كنند گوينده ايشان گويد: بجوانمرديها و بزرگواريهاى اين مرد كرم و جوانمردى پايان پذيرد.