ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٢٨ - فصل(٤) رسيدن خبر شهادت آن حضرت به مدينه
شيون كردند زنان بنى زياد شيونى* مانند شيون زنان ما در بامداد روز ارنب سپس عمرو گفت: اين شيون (امروز) در برابر شيون عثمان (كه زنان بنى اميه بر او كردند) آنگاه بمنبر رفته مردم را از كشته شدن حسين بن على آنگاه نمود و بر يزيد بن معاويه دعا كرده از منبر بزير آمد.
و برخى از دوستان عبد اللَّه بن جعفر (شوهر حضرت زينب كه دو پسرش در كربلا شهيد شدند) بنزد عبد اللَّه رفته خبر كشته شدن دو پسرش را باو داد، عبد اللَّه گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» پس ابو السلاسل غلام عبد اللَّه گفت: اين اندوهى است كه ما از ناحيه حسين بن على داريم (و او باعث اين مصيبت شد؟) عبد اللَّه نعلين خود را باو زده او را از نزد خود دور كرده گفت: اى پسر زن لخناء (دشنامى است در عرب) آيا در باره حسين ٧ چنين گوئى؟ بخدا اگر من در خدمت آن حضرت بودم هر آينه دوست ميداشتم از او دور نشوم تا در كنارش كشته شوم، بخدا چيزى كه مرا از آن دو خوشنود ميكند و در مرگشان دلدارى بمن ميدهد اين است كه آن دو در ركاب برادر و پسر عمويم كشته شدند و جان خود را در راه ياريش داده در باره او شكيبائى ورزيدند، سپس رو به همنشينان خود كرده گفت: سپاس خداوندى را كه گران كرد بر من شهادت حسين را و اگر من بدست خود ياريش نكردم دو فرزندم او را يارى كردند.
ام لقمان دختر عقيل بن ابى طالب چون خبر كشته شدن حسين و همراهانش را شنيد سر و روى باز با خواهرانش ام هانى، و اسماء، و رملة، و زينب، دختران عقيل از خانه بيرون آمده براى كشتههاى خود در كربلا ميگريست و ميگفت: