ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٣ - باب(٧) در بيان شمه از حالات حضرت على بن الحسين
عبادت بدان جا رسيده كه أحدى بدان حال در نيامده، ديد بواسطه بيدارى شب رنگش زرد شده، و از بسيارى گريه چشمانش مجروح گشته، پيشانى و بينى او از بسيارى سجده پينه بسته، و از بس براى نماز روى پا ايستاده پاها و ساق آن ورم كرده، ابو جعفر باقر فرمايد: چون او را باين حال ديدم نتوانستم خوددارى كنم و از روى دلسوزى براى او گريستم، و او در آن حال سر بجيب تفكر فرو برده بود، پس از لختى كه از رفتن من بدان جا گذشت بمن رو كرده فرمود: اى پسرك من برخى از كتابهائى كه عبادت على بن ابى طالب ٧ در آن نوشته شده بمن بده، من آن را بدستش دادم، اندكى از آن را خواند آنگاه با اندوه آن را بزمين نهاده فرمود: كيست كه تاب نيروى عبادت على ٧ را داشته باشد.
٥- و محمد بن الحسين از عبد اللَّه بن محمد قرشى روايت كرده گفت: هر گاه على بن الحسين عليهما السّلام (براى نماز) وضوء ميساخت رنگش زرد ميشد، نزديكانش عرض ميكردند: اين چه حالى است بشما دست ميدهد؟ ميفرمود: هيچ ميدانيد آن كس كه من آماده ايستادن در برابرش ميشوم چه كسى است؟.
٦- عمرو بن شمر از جابر جعفى از امام باقر ٧ روايت كند كه آن حضرت ٧ فرمود: على بن الحسين عليهما السّلام در هر شبانه روز هزار ركعت نماز ميخواند، و (هنگام نماز چنان از خود بيخود ميشد كه) باد او را همانند خوشه گندم باين سو و آن سو ميبرد.
٧- سفيان ثورى از عبيد اللَّه بن عبد الرحمن روايت كرده كه در نزد على بن الحسين عليهما السّلام