ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤ - نامههاى اهل كوفه و فرستادن آن حضرت مسلم بن عقيل را به كوفه
مردم حجاز با او بيعت نخواهند كرد، و رغبت مردم به پيروى از حسين ٧ بيشتر و مقامش والاتر است.
[نامههاى اهل كوفه و فرستادن آن حضرت مسلم بن عقيل را به كوفه]
(از آن سو) چون خبر هلاكت معاويه بمردم كوفه رسيد در باره يزيد بجستجو پرداختند و خبر بيعت نكردن حسين ٧ بگوش ايشان رسيد، و همچنين امتناع پسر زبير از بيعت و رفتن آن دو را بمكه دانستند، شيعيان كوفه در خانه سليمان بن صرد خزاعى انجمن كردند و خير هلاكت معاويه را بگوش همگان رساندند، پس حمد و ثناى خداى را بجا آوردند، سليمان بن صرد از آن ميان گفت: همانا معاويه بهلاكت رسيده و حسين از بيعت با بنى امية خود دارى كرده است، و شما شيعيان او و شيعيان پدرش هستيد، پس اگر ميدانيد كه او را يارى دهيد و با دشمنانش مىجنگيد و در راه او را از دادن جان دريغ نداريد، بآن حضرت بنويسيد و آمادگى خود را باو اعلام داريد، و اگر از پراكندگى و سستى در يارى او بيم داريد او را گول نزنيد؟ گفتند: نه، ما با دشمن او خواهيم جنگيد و در راه او جانفشانى خواهيم كرد، گفت:
پس براى دعوت، نامه بآن حضرت بنويسيد، و نامه بدين مضمون بآن حضرت نوشتند:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» نامه ايست بحسين بن على ٨ از سليمان بن صرد، و مسيب بن نجية و رفاعة بن شداد بجلى، و حبيب بن مظاهر، و شيعيان با ايمان او و مسلمانان از مردم كوفه: درود بر تو، همانا ما بوجود تو سپاس كنيم خدائى را كه شايسته پرستشى جز او نيست و حمد خداوندى را كه دشمن ستمكار سركش شما را درهم شكست و نابود كرد، آن دشمنى كه بر اين امت يورش برد، و بستم كار خلافت و زمامدارى