ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩٨ - روز عاشورا و مقاتله اصحاب آن حضرت
ضحاك بن عبد اللَّه گويد: در آن شب سوارى چند كه از طرف ابن سعد براى نگهبانى ما پاس ميدادند بما گذر كردند و حسين ٧ (در خيمه خود قرآن مىخواند و) اين آيه را ميخواند «و نپندارند آنان كه كفر ورزيدند اينكه مهلت داديم بدانان براى آنان نيك است، جز اين نيست كه مهلت دهيمشان تا بيفزايند در گناه و ايشان را است عذابى خواركننده، نيست خدا كه باز گذارد مؤمنان را بر آنچه شما برآنيد تا جدا گرداند پليد را از پاكيزه». (سوره آل عمران آيه ١٧٨).
مردى از آن سواران كه نامش عبد اللَّه بن سمير بود آن را شنيد، و او مردى شوخ و دلاور و سوارى دلير و بىباك و شريف بود، پس گفت: بخداى كعبه سوگند ما پاكيزهگانيم كه از شما جدا گرديم! برير بن خضير باو گفت: اى فاسق (نابكار) ترا خدا از پاكيزهگان قرار دهد (زهى بىشرمى!) گفت: تو كيستى؟ برير گفت: من برير بن حضير هستم، پس آن دو بهم دشنام داده (از هم دور شدند).
[روز عاشورا و مقاتله اصحاب آن حضرت]
و چون صبح شد حسين ٧ پس از نماز بامداد ياران خويش را براى جنگ بصف كرده ايشان را كه سى و دو نفر سواره و چهل تن پياده بودند ترتيب داد و زهير بن قين را سمت راست لشكر و حبيب بن مظاهر را در سمت چپ و پرچم جنگ را بدست برادرش عباس سپرد، و خيمه را در پشت سر قرار داده، اطراف آن را كه پيش از آن خندق كنده بودند پر از هيزم و چوب نموده آتش زنند از بيم آنكه دشمن از پشت سرشان نيايد.
و از آن سو عمر بن سعد در آن روز كه جمعه بود و برخى گفتهاند: روز شنبه بود لشكر خويش را