ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٤ - جريان تزويج آن حضرت با ام الفضل و سؤال يحيى بن اكثم از او و پاسخى كه فرمود
گفتى بهمسرى تو درآورم آيا تو هم اين ازدواج را پذيرفتى اى ابا جعفر؟ حضرت فرمود: آرى پذيرفتم و بدان خوشنود گشتم، پس مأمون دستور داد هر يك از مردمان از نزديكان و غير آنان بحسب رتبه و مقامشان در جايگاه خود بنشينند، ريان گويد: طولى نكشيد كه آوازهائى مانند آوازهاى كشتيبانان شنيدم كه با هم سخن گويند، پس ديديم خادمان را كه از نقره كشتى ساخته و آن را با ريسمانهاى ابريشمى روى چهار چرخى از چوب (مانند گارى) بسته و آوردند و آن كشتى پر از عطر بود، پس مأمون دستور داد در آغاز آن گروه مخصوص را كه آنجا بودند همگى را معطر كنند، و سپس آن كشتى مصنوعى را بخانههاى اطراف بكشند و همه را از آن عطر خوشبو نمايند آنگاه ظرفهاى خوراكى آوردند و همگان خوردند، سپس جايزهها را آوردند و بهر كس مطابق قدر و مرتبهاش جايزه دادند.
چون (مجلس بپايان رسيد و) مردم پراكنده شدند و جز نزديكان كسى در مجلس نماند، مأمون رو بحضرت جواد كرده گفت: قربانت گردم اگر صلاح بدانى (خوبست) احكام هر كداميك از آنچه در باره كشتن شكار در حال احرام بشرحى كه فرمودى براى ما بيان كنى كه ما هم بدانيم و بهره ببريم؟! حضرت فرمود: آرى شخص محرم چون در حل (خارج حرم) شكارى را بكشد و آن شكار پرنده و بزرگ باشد كفارهاش يك گوسفند است، و اگر در حرم بكشد كفارهاش دو برابر مىشود، از اين رو اگر جوجه پرنده را در خارج حرم بكشد كفاره او بچه گوسفندى است كه تازه از شير گرفته باشند، و اگر آن را در حرم بكشد بايد هم آن را بدهد و هم بهاى آن جوجه را كه كشته است (اين در صورتى بود كه