ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٣ - باب(٩) در ذكر امام پس از حضرت على بن الحسين
آيا ندانيد كه همانا امير المؤمنين ٧ بآن دو نفر دستور داد كه از روى حكم قرآن داورى كنند، و از آن تجاوز نكنند، و شرط فرمود كه آنچه مردان بر خلاف قرآن حكم كنند آن را رد كنيد، و آنگاه كه باو گفتند: تو بر خود داور ساختى كسى را كه بزيان تو حكم كرد؟ فرمود من بنده را داور نساختم بلكه من كتاب خدا قرآن را داور كردم، پس اين خوارج (روى آنچه گفته شد) كجا ميتوانند حكم بگمراهى كسى كنند كه دستور بحكم قرآن داده و فرموده آنچه مخالف قرآن است رد كنيد جز اينكه ميخواهند در دست زدن باين ادعا بهتان و افترا زنند؟ نافع بن ازرق گفت: بخدا اين سخنى است كه هرگز بگوش من نخورده بود و بذهنم خطور نميكرد و براستى سخن حقى است.
٧- و دانشمندان روايت كنند كه عمرو بن عبيد (يكى از بزرگان اهل سنت) بر امام باقر ٧ وارد شد و ميخواست او را با پرسشهاى خود آزمايش كند، پس بآن جناب عرضكرد: قربانت شوم معناى گفتار خداى تعالى چيست كه فرمايد: «آيا نديديد آنان كه كفر ورزيدند كه آسمانها و زمين بسته بودند پس شكافتيم آنها را» (سوره انبياء آيه ٣٠) اين بستن و شكافتن (در آسمانها و زمين) چه بوده؟ حضرت باقر ٧ فرمود: آسمان بسته بود (يعنى) باران فرو نمىفرستاد، و زمين بسته بود (يعنى) گياه نمىروياند، عمرو بن عبيد خاموش شده جاى اعتراض بسخن آن حضرت نيافت و رفت، دوباره باز گشته گفت: قربانت گردم مرا از گفتار خداى تعالى آگاه كن كه فرمايد: «و آنكه فرود آيد بر او خشم من همانا تباه گشت» (سوره طه آيه ٨١) خشم خداى عز و جل چگونه است؟ (يعنى اگر خشم بهمين معناى عرفى باشد كه در اثر پيش آمدها تغييرى در حال انسانى پيدا شود و از آرامى بحال خشم درآيد، اين معنا در باره خداى تعالى جايز نيست زيرا موجب تغيير در او شود، و مانند انسان از حالى بحالى در آيد)