انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٣ - استدلال منطقى قرآن
است، به نظر شما تا چيزى وزن دار و سنگين را كسى روى يكى از پلههاى ترازو نريزد، پله ديگر بهطرف بالا حركت مىكند؟! هر وقت يكى از پلههاى ترازو بالاتر از ديگرى برود، انسان مىداند كه چيزى در داخل پلههى ديگر آن ريخته است. آيا كسى باور مىكند كه پلههاى ترازو بدون وزيدن باد يا كدام سبب ديگر، خود بهخود بالا و پايين برود؟ كسى باور نمىكند، به محض تكان خوردن انسان مىداند كه علتى وجود دارد. معلول بدون علت به اصطلاح فلسفه، ترجّح بلا مُرجّح است كه از محالات ضرورى بوده و بالضّروره ناممكن است.
بنابراين خلقت انسان بدون سبب ناممكن و غير عقلانى است. «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ» آيا شما خود بهخود خلق شدهايد، يا خود تان خالق خود هستيد؟ عرض شد كه خلقت بدون علت براى تمام أشيا ناممكن است؛ اماّ در مورد اينكه انسان هم علت باشد و هم معلول، از نظر عقلى محال است. علت بايد در ابتدا موجود باشد تا معلول پيداشود، وجود معلول از وجود علت پيدا مىشود و معلول بدون علت امر محال است، عقل انسان قبول نمىكند كه يك چيز هم علت باشد و هم معلول؛ زيرا به اينحالت" دَور" گفته مىشود و" دَور" از نظر فلسفه محال است. پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم فلسفه نخوانده بود تا مسائل فلسفى را مطرح كند؛ ولى آيات قرآن مطالب بسيار دقيقى را بيان مىكند. استدلال اولى آيه مباركه كه معلول بدون علت بود، ترجّح بلا مُرجّح است. استدلال دومى كه يك شئ هم علت باشد و هم معلول،" دور" لازم مىآيد كه از نظر فلسفه ناممكن و محال است. لذا با توجه به اين استدلال هردو مطلب باطل