انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦١ - تنوع لذت بهشتى ها
است كه با يك مثال ساده اين موضوع را روشنتر نمايم. شما در همين دنياى مادى مىبينيد كه بعضى اوقات چند نفر روى يك سفره نشسته و غذا مىخورند؛ منتهى بعضى از آنان مريضاند، دهانشان تلخ است، بعضى هم اشتهاى خوبى براى غذا خوردن ندارند، بعضى از آنان پير هستند، نمىتوانند غذا را درست بجوند؛ ولى بعضى از آنان جوان هستند، اشتهاى خوبى براى خوردن غذا دارند، بهنظر شما همه آنان يكسان غذا مىخورند؟ همه از خوردن غذا يكنوع لذت مىبرند؟ همچنين از فضاى سالم و هواى خوش يك قسم استفاده مىبرند؟.
جواب منفى است، معلوم است كه انسانها نمىتوانند همه به يك اندازه غذا بخورند و همه به يك اندازه از خوردن آن لذت ببرند. انسان مريض از خوردن غذا لذت درستى نمىبرد. آدم كم اشتها از خوردن غذا لذت اندكى مىبرد. انسان پير چون نمىتواند غذا را درست بجود، لذت آن را كمتر درك مىكند؛ ولى شخص جوان با اشتهاى خوبى كه دارد غذاى بيشتر مىخورد و از خوردن آن بيشترلذت مىبرد. همه روى يك سفره نشستهاند و همه از يك نوع غذا را مىخورند؛ منتهى يكى كم مىخورد و لذت كمتر مىبرد، يكى بيشتر مىخورد و لذت بيشتر مىبرد و ديگرى با اشتهاى كامل غذا مىخورد و از همه بيشتر لذت مىبرد. در بهشت نيز چنين است، هركس به اندازه توان و استعداد خود از نعمتهاى بهشتى استفاده نموده و لذت مىبرد. يكجا بودن فاميل و يا يكجا بودن فرزندان با والدين خود از نظر طبيعت انسانى لازم و ضرورى است؛ زيرا انسان اجتماعى است و از نشستن يكجا لذت مىبرد؛ اما از