انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٧ - فرق آسمان با كرات
مىدهيم." انا لها" نيست كه ضمير بهسوى آسمان برگردد. كلمه" لها" در اين آيه نيامده است؛ بلكه مىفرمايد: «وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ» ما وسعت دهندگانيم؛ اگر مىگفت: «وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ" لها"» يا «لمُوسِعُونها» مىبود. اقلًا يك ضميرى وجود ميداشت كه به آسمان بر مىگشت. درحالىكه آيه مباركه مىفرمايد: ما آسمان را با دست قدرت خود ساختيم و ما وسعت دهندگانيم. در اين آيه مباركه دو سؤال مهم علمى مطرح مىشود كه مطرح كردن آنها در اينجا مناسب است.
سؤال اول: خداوند جل جلاله چه چيز را وسعت مىدهد؟
سؤال دوم: آيا مراد از آسمان خود همين فضا است يا كرات آسمانى؟
در رابطه به سؤال دوم كه آيا مراد از آسمان خود فضا است يا خير؟ قبلا عرض كردم كه ظاهر" سما" خود آسمان است، همين فضاىكه ما آن را آسمان مىگوييم؛ ولى اگر ما كلمه" سما" را حمل كنيم بر كرات آسمانى مانند شمس، ستارهها و ساير كواكب، خلاف ظاهر آيات قرآن است و يك نوع تأويل بدون دليل مىباشد. ظاهر «وَ السَّماءَ» آسمان است؛ «وَ السَّماءَ بَنَيْناها» در مرحله بعدى اين مشكل پيدا مىشود كه امر عدمى قابل ساختن نيست. مثلًا چيزى كه وجود ندارد بگوييم، ما آن را بناء كرديم و يا ساختيم. كلمه بناء و يا ساختيم، بايد به يك چيز موجود نسبت داده شود، اگر نسبت بناء و ساختن يا آفريدن، به چيزىكه وجود نداشته باشد داده شود، اشتباه است. اين موضوع يك بحث بسيار پيچيده است و تا در همين اواخر براى هيچكس دليلى وجود نداشت كه بگوييم آسمان يك چيزى موجود است. همه فكر مىكردند كه