انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٥ - وجود حيات
دارد كه هركدام از يكديگر متفاوتاند. حالا سؤال اينجاست كه حيات از كجا آمد و چگونه وجود پيدا كرد؟
بعضى از دانشمندان كم فكر و متعصّب مىگويند: حيات در كره زمين وجود نداشته؛ بلكه از كرات ديگر آمده است. آنان نمىدانند كه در اطراف زمين ما، آنقدر هواى سرد وجود دارد كه اصلًا امكان آن ندارد تا ميكروب حيات، سالم به كره زمين برسد. به فرض اينكه حيات از كرات ديگر به زمين آمده باشد، باز اين سؤال مطرح مىشود كه در ساير كرات چگونه حيات پيدا شد؟ هيچ جوابى دراين مورد وجود ندارد، در علوم طبيعى جواب براى اين سؤال وجود ندارد كه حيات از كجا پيدا شد؟ ماده كه خودش حيات ندارد. چيزى را كه مىخواهم عرض كنم اين است كه حيات از حيات پيدا مىشود.
بعضى از مردم عوام مىگويند: اگر دو عدد خشت پخته مرطوب را روى هم بگذاريم، بعد از چند مدت عقرب به وجود مىآيد يا اينكه مىگويند: گوشت را اگر درهواى گرم بگذاريم، بعد از مدتى از درون آن كرم به وجود مىآيد. اين گفته مردم عوام درست است، منتهى اين را بايد بدانند كه حيات عقرب و كرم از چيزى ماده مانند خشت و گوشت پيدا نمىشود؛ بلكه در ميان همين مواد خشت و گوشت اجزاى حيات وجود داشته و به همين علت عقرب و يا كرم از آن به وجود آمده است. در مورد اينكه حيات از چه پيدا مىشود اين جواب وجود دارد كه حيات فقط از حيات پيدا مىشود؛ زيرا از شئ مادى كه فاقد حيات باشد! هيچگونه حيات به وجود نمىآيد.