انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٥ - اصرار بر تناقض گوى
موضوع جن در طول تاريخ بشر مطرح بوده و هست. يك عده خاص اكنون نيز هستند كه از روى زرنگى و تجارب خود، بعض حوادث را پيشبينى مىكنند؛ در سابق نيز عدهاى اين كار را مىكردند، حوادث را پيشبينى مىنمودند و سپس آن را براى مردم مىگفتند، بعض اوقات پيشبينىهاى آنان به حقيت تبديل مىشد و مردم گمان مىكردند كه اين خبرها را جن به آنان گفته است، درحالىكه خود آنان يك موضوع را پيشبينى مىكردند و بعد براى مردم مىگفتند: جنيات براى ما اين خبرهارا مىگويند، در واقع براى اينكه بازار خود را در ميان مردم گرم نگهدارند به دروغ سر آنان كلاه مىگذاشتند، مردم عوام حقيقت را نمىدانستند و حرف آنان را باور مىكردند.
٢- گاهى اوقات به پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم مجنون خطاب مىكردند، به پيغمبر مىگفتند تو ديوانه هستى! تناقضگوى مىكردند، قبلًا نيز اين موضوع را براى شما بيان داشتم كه مشركين حرف با دليل و منطق براى گفتن نداشتند تا بتوانند پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم را بهطور دائم به آن چيز متهم كنند. لذا مجبور بودند، هر روز يك چيزى را به آنحضرت صلى الله عليه وآله وسلم نسبت بدهند. گاهى مىگفتند پيغمبر كاهن است، گاهى مىگفتند پيغمبر ديوانه است، گاهى مىگفتند پيغمبر جادوگر مىباشد، مشركين هميشه به تناقضگوى گرفتار بودند؛ درحالىكه لفظ كاهن، با لفظ مجنون، در تضاد قرار دارد. مگر ممكن است كه