انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١ - شيوه استثمارگرى
استعمارگران و استثمار كنندهگان به اهداف شوم خود برسند. به عنوان مثال اگر يك كشورى معادن طبيعى زياد داشته باشد؛ معادن طلا، نقر، مس، و ساير فلزات گرانقيمت و دست نخورده داشته باشد؛ خارجىها بخواهند اينها را مُفت و يا با قيمت ارزان ببرند؛ دولت آن كشور را تحت فشار قرار مىدهند تا به هر نحوى كه باشد قرار داد را با آنها امضاء كنند، اگر دولت بهخاطر منافع ملى خود از امضاى آن قرار داد امتناع ورزد، استثمارگران شروع مىكنند به ايجاد اختلاف، در ابعاد مختلف نفاق افگنى مىكنند، آنوقت مزدوران داخلى آنان نيز توسط تلويزيونها، راديوها، روز نامهها و مجلههاى كه در داخل كشور در اختيار دارند، شروع مىكنند به فرياد كشيدن، چنان تبليغات مىكنند تا اذهان جامعه را مغشوش كنند. افكار جوانان را به يكطرف مشغول مىكنند، افكار پيرمردها را بهطرف ديگر مشغول مىكنند. سرانجام مردم را عليه حكومت ملى تحريك نموده و توسط تظاهراتها، راهپيماىها اعتصابها دولت قانونى آنان را ساقط مىكنند. وقتى دولت را ساقط كردند، حرج ومرج را در ميان مردم دامن مىزنند تا زمينه استثمار آنان فراهم شود.
استثمارگران هميشه از اين روش استفاده مىكنند، زمانىكه يك كشور دچار كشمكشهاى داخلى گرديد، مردم اراده خود را از دست مىدهند و نمىتوانند راجع به سرنوشت سياسى خويش تصميم بگيرند. آنوقت خارجىها يك دولت مزدور خاين و ضعيف الاراده را بنامهاى دموكراسى، روشنفكرى، حقوق بشرى و دهها نام فريبنده ديگر بهوجود مىآورند و تمام ثروت و سرمايه ملى آن كشور را تاراج