انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٢ - علت هاى أشياى مادى
پيدا مىكند، در اين صورت انسان بهكسى ظلم و تعدى نمىكند، به ناموس مردم متعرض نمىشود و به مردم خود خيانت نمىكند.
علتهاى أشياى مادى
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»
موضوع بحث ما علت خلقت موجودات بود. مىخواهم عرض كنم كه هرچيز مادى داراى چهار علت است. به عنوان مثال، اگر كسى بخواهد يك صندلى (چوكى) يا يك ميز درست كند، به علل چهار گانه ضرورت دارد و بايد اين چهار عامل وجود داشته باشد تا ميز درست گردد، بدون اين چهار عامل يا چهار علت، بهخودى خود ميز يا صندلى درست نمىشود.
اول: علت فاعلى، يعنى براى ساختن يك ميز بايد نجار وجود داشته باشد؛ اگر نجار وجود نداشته باشد، خروارهاى چوب هم اگر انبار شده باشد به درد نمىخورد؛ زيرا چوب بدون نجار ميز درست نمىشود، چوب براى ساختن ميز لازم است؛ اماّ بدون نجار ممكن نيست، نجار بايد از چوبها تخته درست كند و آنهارا با وسايلى كه لازم دارد به همديگر تركيب نمايد. پس علت فاعلى يك چيز مادى مانند ميز يا چوكى، نجار است و بدون نجار درست نمىشود.
دوم: علت غايى است؛ يعنى هدف نجار از ساختن ميز چيست؟ و براى چه آن را درست مىكند؟ بايد ابتداء هدف مشخص باشد؛ زيرا كار بدون هدف معنا ندارد و