انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٦ - شفيع قرار دادن
يا فلان چيز در حوادث روز مره ما مدخليت دارد؛ مثل مشركين قريش كه بتهاى خود را در حوادث روز مره دخيل مىدانستند. مشركين قريش خدا را قبول داشتند؛ ولى حوادث و حاجتهاى روز مره خود را از بتهايىكه خود تراشيده بودند مطالبه مىكردند. آنان عقيده داشتند كه بتها مىتوانند به كارهاى روز مره شان مدخليت داشته باشند و حوايج آنان را برآورده سازند.
شفيع قرار دادن
اگر كسى اعتقاد داشته باشد كه ولى و يا نبى در حوادث روز مره مردم مدخليت دارد و مىتواند حاجتهاى آنان را برآورده كند، به شرك مبتلا گرديده و در واقع براى خدا شريك قرار داده است؛ زيرا هيچ كسى جز خدا نمىتواند حاجت انسان را برآورده كند. در مجراى آفريدن أشيا و به وجود آوردن حوادث فقط اراده خدا مدخليت دارد و بس. البته اشتباه نشود، شفيع قرار دادن كسى به نزد خدا غير از شرك است. انسان مىتواند كسى را در نزد خدا شفيع خود قرار دهد، مثلا بگويد: خدايا بهحق پيغمبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله وسلم كه در نزد تو مقام و مرتبه بالا دارد فلان حاجت مرا برآورده فرما. اينگونه اگر كسى را شفيع قرار دهد اشكال ندارد. در قرآن مجيد نيز به اين موضوع اشاره شده است. قرآن خطاب به پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم مىفرمايد: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً»[١]
[١] - نساء/ آيه ٦٤