انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١١ - نتيجه گيرى
حالا فرض كنيم كه نعوذ باالله دوزخ و بهشت وجود ندارد، عقل كه بدون شك وجود دارد، انسانها همه عاقل هستند و همه عقل را قبول دارند؛ اگر كسى نسبت به وجود كائنات به عقل خود مراجعه كند، عقلش به او چه حكم خواهد كرد؟ معلوم است كه عقل انسان به وجود يك خالق مدبر و حكيم اقرار مىكند. آيا آن خالق حكيم كه همهى نعمتها را براى بشر خلق كرده است و اين همه جمال و زيبايى را در كائنات بهوجود آورده است، از نظر عقلى ما موظف نيستيم كه او را عبادت كنيم و به عظمت و حكمت لايتناهى او تسليم شويم؟! آيا عقل به ما حكم نمىكند كه شكر پروردگار خود را بهجا آوريم؟ آيا عقل به ما اجازه نمىدهد كسى را كه ميليونها شرايط را براى حيات ما فراهم ساخته است به عنوان خالق و آفريدگار خود سجده كنيم؟ با اين همه دلايل روشن كه بر وجود خالق حكيم و دانا وجود دارد، پس بشر به كدام سوى مىخواهد برود؟ چرا به عقل خود مراجعه نمىكند؟ چرا در وادى حيوانيت سرگردان است؟. چرا خود را نمىشناسد؟.
نتيجه گيرى
«وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ»
اولًا: آسمان غير از كرات آسمانى است
ثانياً: آسمان يك امر وجودى است نه يك امر غير وجودى. اجازه دهيد كه با يك مثال ناقص مطلب را كمى براى شما روشن كنم. همه مىدانند كه زمين يك كره