انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٨ - خود شناسى
نيز به اين مطلب اشاره شده است و مىفرمايد: «مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربّه»[١] هركس كه خود را شناخت، خدا را نيز مىشناسد. واقعاً اگر انسان خود را درست بشناسد، بدون تعلل به وجود خالق خود نيز اعتراف مىكند. وقتىكه يك سلول بدن انسان به اندازه يك شهر بزرگ صنعتى، با تمام اوصافى كه بيان گرديد ظرفيت داشته باشد، چگونه كسى مىتواند وجود خالق حكيم و آفريدگار توانا را انكار كند؟ يكوقتى انسان حتماً به اين فكر مىافتد كه چنين تشكيلات وسيع و محيّرالعقول، بدون يك خالق توانا، حكيم و عليم نا ممكن است. بسيار مهم است كه انسان خود را بشناسد، هركس كه خود را بشناسد، بدون ترديد خدارا نيز مىشناسد. بدن انسان از نظر مادى تا حدود زيادى شناخته شده است. حكمتهاى كه در آن بكار رفته نيز روشن گرديده است؛ ولى مسئله روح، همچنان لاينحل به حال خود باقى است و تاكنون كسى نتوانسته از حقيقت آن چيزى بفهمد و به اسرار پيچيده روح پىببرد. بهتر است اين موضوع را به آينده موكول كنيم؛ زيرا ممكن است بشر روزى به اين مرحله مىرسد كه تا حدوى به اسرار روح پىببرد و يا حد اقل به حقيت روح آشنايى پيدا كند.
«مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربّه» هركسىكه خود را بشناسد، حتماً خدا را نيز مىشناسد. بدن هر انسان داراى يك روح است و هيچ بدنى وجود ندارد كه دو روح داشته باشد. نظام كائنات نيز همانند بدن انسان است؛ زيرا تمام كائنات فقط يك خالق دارد. همانگونه كه بدن فيزيكى ما با تمام دستگاهها و سلولها و موادهاى شيميايى و
[١] - بحارالانوار/ ج ٩٥، ص ٤٥٢