درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٧٥ - ج شروط شادى و هيجان
دارند و با او راز و نياز مىكنند؟ ميزان اعتقاد و باورشان به خداوند متعال چه قدر است؟ و به چه ميزان، اهل نماز و دعا و قرآن هستند؟
بُعد معنوى، از ابعاد مهمّى است كه انسان بايد لذّت خود را از آن ببرد. فقدان لذّتهاى معنوى، موجب احساس خلأ مىشود و اين احساس خلأ، انسان را به سمت پر كردن آن با لذّتهاى نامطلوب مىكشاند؛ بويژه كه به خاطر فقدان ايمان واقعى، بازدارندههاى درونى نيز وجود ندارند تا فرد را از آن لذّتهاى نامطلوب حفظ كنند. اين را مىتوان در پژوهشهاى ميدانى نيز بررسى كرد. به نظر مىرسد كه افراد معتاد، الگوى ناقصى در لذّت دارند.
ج. شروط شادى و هيجان
پس از پرداختن به گستره هيجانات مثبت و مشخّص شدن موارد شادى و هيجان، بايد چارچوب كلان آن را ترسيم نمود. در اين جا بايد مشخّص شود كه اسلام چه چارچوب و شرايطى را براى آنها در نظر گرفته است؟ آيا آن امور، به طور مطلق مورد تأييدند و يا شرايط خاصى بر آنها حاكم است؟ اين، بُعد ديگرى از الگوى هيجانات مثبت است.
شادى و هيجانى كه مىخواهد انبساط و نشاط را تأمين كند، بايد سه ويژگى اساسى داشته باشد: توازن؛ فقدان پيامد منفى؛ و جهتگيرى الهى و معنوى. توازن به اين معناست كه هر كدام از ابعاد انسان، به تناسب نياز و اهميتش بايد از لذّت و شادى برخوردار باشد. فقدان توازن، موجب افراط در لذّت برخى ابعاد و تفريط در برخى ديگر مىشود و همين امر، باز موجب اختلال در نظام نشاط مىگردد. بنا بر اين در تأمين لذّت و شادى هر كدام از ابعاد بايد توازن آنها نيز مورد توجّه قرار گيرد.
امّا فقدان پيامد منفى به اين معناست كه لذّت و شادى نبايد پيامد منفى داشته باشد. اين از مباحث مهم در الگوى هيجانهاى مثبت از ديدگاه اسلام است. لذّتها، همواره مثبت نيستند و از اين نگاه بر دو قسم اند: لذّتهاى با پيامد منفى و لذّتهاى بدون پيامد منفى. لذّتهايى كه پيامد منفى دارند، در حقيقت، آفت زندگى اند[١] كه هر چند شايد در لحظه حال موجب خوشحالى فرد شوند، امّا در آينده، فرد را با مشكلات زيادى رو به رو
[١]. غرر الحكم، ح ٢٠٣.