درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٠٦ - الف عقل، عامل محورى خويشتندارى
است كه از آن به گناه تعبير مىشود. در اين ميان دستور العملهاى دين اسلام، از گستردگى و عمق بيشترى نسبت به ساير اديان، برخوردار و به همين نسبت شامل حوزه وسيعى از توصيههاى كاربردى مرتبط با خويشتندارى است.
با توجّه به هدفمندى ذاتى انسان به سوى سعادت،[١] هر گونه نگرش يا دانش و رفتارى كه موجبات دورى از سعادت او بشود، مورد نهى و توبيخ قرار گرفته و در واقع نسبت به انحراف از مسير سعادتش دستور به خويشتندارى داده شده است. هر رفتار يا عملى كه بر خلاف جهت سعادت بشر باشد، در واقع، او را يك قدم از سعادت دور مىكند. لذا با توجّه به اتفاق آرا بر امكان بازدارى خود از انحراف- كه با «اختيار» داشتن انسان[٢] تحقّق مىيابد- و داشتن ابزار لازم- كه قواى شناختى و درك بالاى اوست-، اين مهم (خويشتندارى) به عهده خود انسان گذاشته شده است.
الف. عقل، عامل محورى خويشتندارى
بررسى متون روايى و قرآن نشان مىدهد كه عامل عمده بازدارى انسان- كه فصل حقيقى او از ساير جانداران نيز هست-، «عقل» اوست. عقل در ريشه لغوى خود، هم به معناى بازدارى[٣] و هم به معناى درك و فهم است. در احاديث اسلامى، گاهى تعابير مختلفى از عقل به كار رفته است كه نشان مىدهند حوزه كاربرد عقل متفاوت است. بعضى از پژوهشگرانِ حديث با استفاده از قاعده «صحّة السلب»، حوزه «عقل اخلاقى» را از ساير كاربردها مانند «عقل فقهى» كه نشانه رشد مكلّف است يا «عقل عرفى» كه به معناى ضدّ بيسوادى است و «عقل سياسى» كه به معناى دارا بودن هوش سياسى است، جدا كردهاند.[٤] عقل اخلاقى در حديث رسول خدا (ص)، چنين تعريف شده است:
[١]. اخلاق در قرآن، ج ١، ص ٧.
[٢]. همانجا.
[٣]. عقل، مأخوذ از عقال شتر است، به معناى بستن پاى شتر تا رم نكند. عقل را از آن جهت عقل مىگويند كه مانع رفتن به سوى افعال گناه مىشود و انسان را از انجام دادن گناه بازمىدارد( مفردات الفاظ قرآن، ذيل مادّه« عقل»).
[٤]. اخلاق پژوهى حديثى، ص ٥٤.