درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢١٢ - يك/ ١ راههاى پيامدشناسى
است. در فارسى عمدتاً عبرت را به معناى پند گرفتن به كار مىبريم؛ ولى معناى اصطلاحى اين واژه در منابع دينى گستردهتر است، به طورى كه پندگيرى، يكى از پيامدهاى عبرت مىتواند باشد. در لغتهاى عربى و متناسب با منابع دينى، عبرت را برابر حالتى گرفتهاند كه انسان به وسيله آن از شناخت آنچه مشاهده مىشود و مىداند، به شناخت آنچه مشاهده نمىشود و نمىداند، برسد.[١] همچنين حركت و گذر از چيزى به چيز ديگر را عبر گفتهاند.[٢] در متون حديث و قرآن، عبرت در قلمرو «سرگذشتها»[٣] و «آفرينشها»[٤] طرح شده است. بررسى موارد كاربرد بيشتر عبرت در احاديث نشان مىدهد كه عبرت گرفتن از آنچه مايه عبرت است، موجب برانگيخته شدن تقوا و خويشتندارى مىشود.[٥] لذا عبرت به وسيله برانگيختن خويشتندارى، موجبات تنظيم رفتار خواهد شد. اميرمؤمنان (ع) در ضمن حديثى، اين مطلب را ضمانت نموده كه عبرت، عامل بازدارى از
[١]. ر. ك: تاج العروس، ج ٣، ص ٣٨٧؛ مفردات الفاظ القرآن الكريم، ص ٣٢٠.
[٢]. العين و الباء و الراء اصل صحيح واحد يدل على النفوذ و المضىّ( معجم مقاييس اللغه، ج ٤، ص ٢٠٧. نيز، ر. ك: العين، ج ٢، ص ١٢٩).
[٣].( لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ)( سوره يوسف، آيه ١١١).
پيامبر خدا( ص): اعتَبِروا؛ فَقَد خَلَتِ المَثُلاتُ فيمَن كانَ قَبلَكُم ؛ پيامبر خدا( ص): عبرت گيريد كه در ميان پيشينيان شما درسهاى عبرت هست( كنز الفوائد، ج ٢، ص ٣١).[٤].( يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ)( سوره نور، آيه ٤٤).
امام على عليه السلام- درباره سخن خداوند عَزَّ وجَلَّ:( هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)-: هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأرضِ جَميعا لِتَعتَبِروا ولِتَتَوَصَّلوا بِهِ إلى رضوانِهِ، و تَتَوَقَّوا بِهِ مِن عَذابِ نيرانِهِ ( ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ) أخَذَ في خَلقِها وإتقانِها ( فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) ولِعِلمِهِ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِمَ المَصالِحَ، فَخَلَقَ لَكُم كُلَّ ما فِي الأَرضِ لِمَصالِحِكُم يا بَني آدَم؛ ( و او كسى است كه همه آنچه را در زمين است، براى شما آفريد. سپس به كار آسمان پرداخت و آن را هفت آسمان ساخت؛ و او بر هر چيزى داناست)-: او همه آنچه را در زمين است، براى شما آفريد تا درس بياموزيد و از اين طريق، به خشنودى او دست يابيد و خود را از عذاب آتشهاى او، نگه داريد.( سپس به آسمان پرداخت) يعنى شروع به آفريدن آسمان و استوارسازى آن كرد( و آن را هفت آسمان ساخت و او به هر چيزى داناست)، و چون به هر چيزى داناست، پس مصالح[ و منافع] را مىداند. لذا آنچه را در زمين است، براى مصالح شما آفريد، اى آدميان( بحار الأنوار، ج ٣، ص ٤١، ح ١٤). إنّما يَنظُرُ المؤمنُ إلى الدنيا بِعَينِ الاعتِبارِ، و يَقْتاتُ مِنها ببَطنِ الاضطِرارِ، و يَسمَعُ فيها بِاذُنِ المَقتِ و الإبغاضِ؛ مؤمن به دنيا تنها به ديده عبرت مىنگرد و از روى ناچارى، قوت خود را از آن برمىگيرد و با گوشِ خشم و نفرت به آن گوش مىدهد( نهج البلاغه، حكمت ٣٦٧).[٥]. اخلاق پژوهى حديثى، ص ١٠٣.