درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٦٠ - دو خير بودن تقديرهاى خداوند
صهيب نقل مىكند كه: يكى از دو نماز مغرب و عشا را با پيامبر خدا (ص) به جا آوردم. وقتى از نماز فارغ شد، خنديد و به ما رو كرد و فرمود: «آيا از من نمىپرسيد كه چرا خنديدم؟». گفتند: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «از قضاى خداوند براى بنده مسلمان در شگفتم! [زيرا] همه قضاهاى خداى متعال براى او، خيرند، و كسى نيست كه همه قضاهاى خدا برايش خير باشد، جز بنده مسلمان».[١]
به هر حال، تقدير خداوند متعال، بر «خير» استوار است و بر همين اساس است كه رضا به قضاى الهى و صبر بر بلاى او و شكر نعمتهايش، توجيه مىيابند. امام صادق (ع) سخنى از خداوند متعال نقل مىكند كه رضا، صبر و شكر را بر پايه اصل «خير بودن قضا» استوار نموده است:
عَبدِيَ المُؤمِنُ لا أصرِفُهُ في شَيءٍ إلّا جَعَلتُهُ خَيراً لَهُ، فَليَرضَ بِقَضائي، وَليَصبِر عَلى بَلائي، وَليَشكُر نَعمائي، أكتُبهُ- يا مُحَمَّدُ- مِنَ الصِّدّيقينَ عِندي.[٢]
بنده مؤمنم را در چيزى نمىافكنم، جز اين كه آن را برايش خير قرار مىدهم. پس بايد به حكم من خشنود، بر بلاى من شكيبا، و براى نعمتهاى من، سپاسگزار باشد. اى محمّد! او را جزو راستانِ نزد من بنويس.
در حديث ديگرى از امام صادق (ع)، خداوند متعال به صورت ريزتر، به برخى مصداقها نيز اشاره كرده و عناوين سهگانه را بر همان اصل بنيادين، بنا نهاده است:
يا موسَى بنَ عِمرانَ، ما خَلَقتُ خَلقاً أحَبَّ إلَيَّ مِن عَبدِيَ المُؤمِنِ، فَإِنّي إنَّما أبتَليهِ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ، واعافيهِ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ، وأزوي عَنهُ ما هُوَ شَرٌّ لَهُ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ، وأنَا أعلَمُ بِما يَصلُحُ عَلَيهِ عَبدي، فَليَصبِر عَلى بَلائي، وَليَشكُر نَعمائي، وَليَرضَ بِقَضائي، أكتُبهُ فِي الصِّدّيقينَ عِندي، إذا عَمِلَ بِرِضائي وأطاعَ أمري.[٣]
[١]. المعجم الكبير، ج ٨، ص ٤٠، ح ٧٣١٧؛ المعجم الأوسط، ج ٧، ص ٢٤٢، ح ٧٣٩٠، حليه الأولياء، ج ١، ص ١٥٤.
[٢]. الكافى، ج ٢، ص ٦١، ح ٦؛ مسكّن الفؤاد، ص ٨٢، بحارالأنوار، ج ٧٢، ص ٣٣٠، ح ١٣.
[٣]. الكافى، ص ٦١، ح ٧؛ التوحيد، ص ٤٠٥ ح ١٣؛ الأمالى، طوسى، ص ٢٣٨، ح ٤٢١؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٢٣٥، ح ٥٢.