درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٦٨ - ١ نارضايتى، عامل گرايش به اعتياد
كردهاند. اين بدين معناست كه احتمالًا دانشجويان تقريباً به يك ميزان هم طالب آرامش و هم كسب لذّت هستند و حتّى ترجيح مىدهند از راه غيرمنطقى به آنها برسند.[١]
اسميت در نظريه اثرات ادراكشده مصرف مواد، معتقد است كه عامل اصلى گرايش عام به اعتياد، ماهيت رضايتبخشى و خودارتقادهندگى مواد مخدّر است. وى منشأ رفتارهاى انسان را «تأمين حسّ رضامندى» مىداند و معتقد است كه افراد به همين دليل به مصرف مواد روى مىآورند. وى در پاسخ با اين پارادوكس (خلافْ آمد) كه مصرف مواد معمولًا موجب چنين وضعيت پايدارى نمىگردد، چنين مىگويد كه افراد معتاد، معمولًا پيامدهاى ادراكشده مواد مخدّر را، يا اساساً تشخيص نمىدهند و يا به درستى تفسير نمىكنند! وى از اين حالت مواد مخدّر، به عنوان «وسوسهانگيزى مزاياى ادراك شده» ياد مىكند و تأكيد دارد كه معتادان، چون اثر مثبت آن را بيشتر مىدانند، لذا به مصرف آن روى مىآورند.[٢]
با توجّه به بيان يادشده، بخشى از تحقيقات و نظريههاى مشهور در زمينه گرايش به اعتياد، مرتبط با لذّتگرايى منفى خواهد بود. ديويد آسوبل، در تبيين رويكرد تعاملى به مواد مخدّر- كه عوامل چندگانه را به عنوان سبب اعتياد معرفى مىكند-، از سه چيز به عنوان عوامل مستعدكننده ياد مىكند كه سومين آن را اثر «تعديل كنندگى» مواد مخدّر براى شخصيتهاى ناقص[٣] معرفى مىكند و مهمترين اثر را نيز سرخوشى و نشاطآورى مىداند كه موجب رضايتمندى سريع، بىزحمت و بهبود فرد معتاد مىگردد. وى اين عامل را قابل قبولترين پايه براى مقولهبندى بيمارىشناختى معتادان مىداند و معتقد است كه اكثر معتادان به مواد مخدّر در اين گروه طبقهبندى مىشوند. همچنين وى معتقد است كه افراد معتاد تجربه كردهاند كه با مصرف مواد، هر چند به صورت موقّت، امّا به هر حال، حالت منفى آنها از بين مىرود و جاى خود را به سرخوشى و لذّت مىدهد.[٤] اين نشان مىدهد
[١]. بررسى سوء مصرف مواد در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى.
[٢]. نظريههاى سوء مصرف مواد مخدّر، ص ٩٦.
[٣]. شخصيت ناقص يعنى افرادى كه از نظر انگيزشى، ناكاملاند و فاقد حس مسئوليتپذيرى، خوداتكايى و استقلال، ابتكار عمل و اراده، تحمّل در برابر ناكامى و توانايى چشمپوشى از لذّت زودگذر به نفع دستيابى اهداف بلند مدتاند.
[٤]. نظريههاى سوء مصرف مواد مخدّر، ص ٣١ و ٣٢.