درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢١٣ - يك/ ١ راههاى پيامدشناسى
ورود در شبهات است.[١]
در حديث ديگرى به اسود بن قطنه، نقش كنترلى عبرت را چنين فرمود:
... فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ يَنْتَفِعْ بِمَا وُعِظَ لَمْ يَحْذَرْ مَا هُوَ غَابِرٌ وَ مَنْ أَعْجَبَتْهُ الدُّنْيَا رَضِيَ بِهَا وَ لَيْسَتْ بِثِقَةٍ فَاعْتَبِرْ بِمَا مَضَى تَحْذَرْ مَا بَقِي.[٢]
كسى كه از پند و اندرز بهره نگيرد، در بقيه فرصتها نيز پروايى نخواهد داشت. كسى كه دنيا را مهم بشمارد، به دنيا رضايت خواهد داد و قابل اعتماد نخواهد بود. پس از آنچه گذشته، عبرت بگير تا از آنچه باقى است، خوددارى كنى.
يعنى عبرت، نوعى موضعگيرى جديد براى انسان به ارمغان مىآورد. ارتباط عبرت با خويشتندارى، به گونهاى است كه نيازمند يك تحليل واسطهاى است؛ يعنى تأمّل بيشتر بر آنچه اتّفاق افتاده، انسان را به يك سازمان دادن جديد در تصميماتش مىرساند كه لازمهاش كنترل امورى است كه پيشتر نبوده است. امام على (ع) در بخشى از يك نامه به معاويه، اين نكته را تذكّر مىدهند كه:
ولَوِ اعتَبَرتَ بِما مَضى حَفِظتَ ما بَقِيَ.[٣]
اگر از آنچه گذشته است، عبرت مىگرفتى، آنچه را مانده است، قدر مىدانستى.
يعنى در عبرت، نوعى به كارگيرى تجربه قبلى با يك اضافه است؛ نوعى تحليل كه به استنباط جديدى از قضايا منجر مىشود. بنا بر اين، هم تجارب همه مواعظ و هر جريان ديگرى كه در گذشته و حال اتّفاق افتاده، مىتواند زمينه برداشتهاى شخصى قرار بگيرد؛ برداشتهايى كه روشنى راه آيندهاند و درك صحيحترى از وقايع را در اختيار انسان قرار مىدهند.
[١].
ذِمَّتي بِما أقولُ رَهينَةٌ و أنا بِه زَعيمٌ: إنَّ مَن صَرَّحَت لَهُ العِبَرُ عَمّا بَينَ يَدَيهِ مِنَ المَثُلاتِ حَجَزَهُ التَّقوى عَن تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ؛ گردنم در گرو سخنى است كه مىگويم و درستى آن را ضمانت مىكنم: هر كسى با ديده عبرت به سرگذشت پيشينيان و كيفرهايى كه بر سر آنان آمده است بنگرد، تقوا، او را از فرو افتادن در شبهات باز مىدارد( بحار الأنوار: ج ٧٨، ص ٣، ح ٥١).[٢]. كتاب سليم بن قيس الهلالى، ص ١٠٤.
[٣]. نهج البلاغه، نامه ٤٩.