درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢١٩ - دو حيا
انواع سوء مصرف متبلا شود. پس لازم است اميد و خوشباورى نيز به نوبه خود، منطقى و متعادل باشد.
دو. حيا
بررسى لغوى «حيا»، به مفاهيم عميق و باارزشى از ويژگىهاى ذاتى بشر اشاره مىكند كه شايد از نظر روانشناختى، كمتر به آنها توجّه شده باشد. معانى به دست آمده از لغتنامههاى مشهور، معانى زير را به دست مىدهد: دگرگون شدن و انكسار روانى از رذائل اخلاقى،[١] گرفتگى نفس يا انقباض نفس[٢] و وقايه و خودنگهدارى.[٣] در مجموع به لحاظ لغوى، سه محور «تغيير درونى» و «گرفتگى نفس» و «بازدارندگى»، محورهاى اثرگذارى مثبت صفت حيا محسوب مىشوند. ديدگاه بزرگان از اخلاق و عرفان اسلامى در حوزه حيا، منطبق بر اين معانى است و حاكى از جايگاه بلند «حيا» در زمينه كنترل نفس يا خويشتندارى منطقى از گناه است.
از مجموع تعاريف لغوى و اخلاقى به دست مىآيد كه عناصر ماهوى حيا، عبارتاند از: «احساس حضور يك ناظر»، «علاقهمندى و احترام عالى به ناظر»، «وجود سوژه گناه» و «شرم و خوددارى از انجام گناه». همچنين در بين اين عناصر، روابط ترتيبى حاكم است كه از احساس حضور شروع و به ترك گناه به طور مطلق منجر مىشود. در اين جا ترك واجب نيز فعل گناه محسوب مىشود. متون روايى، سرشار از رواياتىاند كه به نقش كنترلى حيا در رفتار انسان اشاره مىكنند.[٤]
ناظرى كه توجّه به او مىتواند موجب برانگيخته شدن شرم و حيا شود، به دو دسته كلّى تقسيم مىشود: مردم، و خدا و اولياى او. حرمت و اعتبار انسان نزد ديگران سبب مىشود كه نزد آنان از اقدام به ارتكاب رفتارهاى ناشايست خوددارى كند. به همين جهت
[١]. الحياء تغير و انكسار يعترى الإنسان من تخوف ما يعاب به و يذم( مجمع البحرين، ج ١، ص ١١٣).
[٢].
و الحَياءُ: انقباض النّفس عن القبائح و تركه ( المفردات فى غريب القرآن، ص ٢٧٠).[٣].
المستحيي ينقطع بحيائه عن المعاصي ( مجمع البحرين، ج ١، ص ١١٧).[٤]. ر. ك: پژوهشى در فرهنگ حيا؛ اخلاق پژوهى حديثى، ص ١٣٩ به بعد.