درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩ - الگوى پيشگيرى از اعتياد
نگرش به بلا» ست. بلا اگر بىمعنا و بىفايده ارزيابى شود، موجب كاهش توان مىگردد؛ امّا اگر فرد بداند كه هر بلا و مشكل، يك حكمت و فايده براى انسان خواهد داشت، موجب تقويت توان خواهد شد. چهارمى، «اصلاح نگرش به آينده» است. هنگام سختىها، آينده، تيره و تار ارزيابى مىشود. لذا موجب نااميدى و تشديد فشار روانى مىشود. امّا اگر فرد بداند كه سختىها پايانپذير و همراه با پاداشاند، توان مقاومتش افزايش مىيابد. پنجمى، «اصلاح ارزيابى از حال» است. اگر همه ابعاد زمان حال نيز تيره و تار ديده شود، موجب تشديد فشار و كاهش توان مىگردد؛ امّا اگر فرد ببيند كه در ديگر ابعاد زندگىاش، نكات مثبت وجود دارد، مسئله آنقدر هم غير قابل تحمّل نخواهد بود. ششمى، «اصلاح ارزيابى از وضعيت ديگران» است. وقتى انسان، وضعيت ديگران را زندگى بىرنج ارزيابى كند، توان مقاومتش كاهش مىيابد و نابردبار مىگردد؛ امّا اگر به واقع بنگرد، خواهد ديد كه ديگران نيز مشكل دارند. آن گاه راحتتر مىتواند مشكلات را تحمّل كند. با اين عوامل، مىتوان توان مقاومت در برابر سختىها را افزايش و زمينه گرايش به اعتيادِ ناشى از نابردبارى را كاهش داد.
براى حلّ عامل چهارم يعنى نديدن نقاط مثبت و خوب زندگى، بايد توان «سپاسگزارى» را در افراد ايجاد كرد. اين نيز متوقّف بر شناخت داشتهها و ابعاد مثبت زندگى است. بدين منظور بايد چند كار صورت گيرد: يكى «اصلاح تفسير از فقر و غنا». خيلى از افراد، خود را فقير مىدانند؛ چون نمىدانند كه غنا چيست. اگر بدانند، آن را در زندگى خود مىيابند و سپاسگزار مىشوند. ديگرى، «اصلاح فهرست داشتهها» ست. اگر انسان، فهرستى از داشتههاى واقعى و حقيقى زندگى داشته باشد، مىتواند خود را با آن مقايسه كند و به داشتههاى خود دست يابد. سومى، توجّه به «داشتههاى ناپيدا و غير مادى» است. امورى داريم كه هرچند مادى نيستند و به چشم نمىآيند، با اين حال، يك دارايى به حساب مىآيند. يافتن اينها موجب احساس برخوردارى و برانگيختن حسّ سپاسگزارى مىشود. چهارمى استفاده از «مقايسه نزولى» است. اگر فرد، وضع خود را با