درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٤ - عوامل تقويت توكل
آنها مىتوانند گزند او را برطرف سازند؟ و يا اگر رحمتى براى من بخواهد آيا آنها مىتوانند از آن جلوگيرى كنند؟ بگو خدا مرا كافى است و همه متوكلان تنها بر او توكّل مىكنند).
در اين آيات، حمله ديگرى به مشركان شده و بر يگانگى خداى تعالى در ربوبيت و عدم صلاحيت شركا براى ربوبيت احتجاج شده است. در آيه نخست، شروع به اقامه حجت شده و قبل از اقامه، مقدّمهاى آورده كه حجّت ياد شده، مبتنى بر آن است؛ مقدمهاى كه خود خصم، آن را قبول دارد، و آن اين است كه خالق عالم، خداى سبحان است. چون خصم در اين مسئله، هيچ نزاعى ندارد، او هم معتقد است كه آفريننده، تنها خداست، و خدا در آفرينش، شريك ندارد، و شركاى ايشان به زعم ايشان، شريك در تدبير خلقاند، نه در آفرينش.
وقتى خلقت مستند به خدا باشد، پس آنچه در آسمانها و زمين است، چه عين آنها، و چه اثرشان، مستند به خداى تعالى است. پس هر چيزى كه خير برساند و يا شر، هستىاش از خداست. هيچ كس نمىتواند جلو خيرى را كه خدا مىخواهد برساند بگيرد و يا شرّى را كه خداى تعالى مىخواهد به كسى برساند، جلوگيرى كند، براى اين كه گفتيم خير و شر هم، مخلوقى از خدا هستند، و كسى در خلقت، شريك خدا نيست تا در خلقت، مزاحم او شود، و يا جلو خلق كردن او را بگيرد و يا در خلقت چيزى از او پيشدستى كند.
بر همين اساس است كه مىفرمايد: (قُلْ حَسْبِى اللهُ). در اين عبارت، پيامبر خدا (ص) به توكّل بر خداى تعالى امر شده است، هم چنان كه عبارت بعد آن هم كه مىفرمايد (عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ)، مؤيد آن است. اين جمله در جاى نتيجه حجّت قرار گرفته و گويا فرموده: به ايشان بگو: من خدا را وكيل خود گرفتم، براى اين كه امر تدبير من به دست اوست، هم چنان كه امر تدبير خلقتم به دست وى است.[١]
عوامل تقويت توكّل
توكّل به معناى اعتماد است. لذا وقتى توكّل شكل مىگيرد كه اعتماد و اطمينان وجود
[١]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٧، ص ٤٠٣.