درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٧٣ - ب خيرشناسى
بودن، پايه رضامندى است. همچنين بيان شد كه براى خيرباورى بايد نظام ارزيابى خيرگرا داشته باشيم. حال اگر اين خير بودن توسط فرد معتاد يا در معرض اعتياد شناخته شود، رضامندى را به وجود مىآورد. علّت بسيارى از نارضايتىهايى كه منجر به اعتياد مىشود، اين است كه فرد، خير واقعى را نمىشناسد و آن را در زندگى خود نمىيابد. اگر زندگى انسان بر اساس معيارهاى واقعى مبتنى بر خير باشد، امّا فرد آن را درك نكند، زندگى خود را بَد ارزيابى مىكند و ناراضى مىشود و به اعتياد گرايش پيدا مىكند. اين جاست كه ميدان عمل فرد و نقشآفرينى وى شكل مىگيرد. اين كه فرد معتاد چگونه خير را ارزيابى مىكند و چه چيزى را خير مىداند، خود مسئله مهمّى است كه مىتواند منشأ تحقيقات تجربى شود. به نظر مىرسد كه افراد معتاد از الگوى خاصى در ارزيابى خير استفاده مىكنند كه منطبق با واقعيتها نيست و به همين جهت، گرايش به اعتياد پيدا مىكنند. اگر چنين باشد، مىتوان امكان گرايش به اعتياد كسانى را نيز كه از الگوى مشابه استفاده مىكنند، پيشبينى كرد.
فعاليت مشاوران نيز در همين قلمرو معنا مىيابد. اگر فرد، به تنهايى يا به كمك ديگران، خير بودن تقدير الهى را درك كرد، احساس رضامندى در وى به وجود مىآيد. بسيارى از نارضايتىها به خاطر درك نكردن خير بودن آنهاست. افراد معتاد يا در معرض اعتياد، تقديرهاى خداوند را شر ارزيابى مىكنند و به همين جهت، ناراضى مىگردند. اين در حالى است كه واقعيت امر چنين نيست. اين نارضايتى، معلول ناهماهنگى ميان شناخت فرد با واقعيت است. از توانمندىهاى لازم براى رضامندى، توانمندى در شناخت خير و تميز آن از شر است. اين در حقيقت وجه تمايز انسان از حيوان است. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد: «هر كس خير را از شرّ، باز نشناسد، همچون چارپايان است».[١]
به همين جهت، يكى از رسالتهاى متون دينى، معرّفى خير و شر است. از آن جا كه وحى به مصلحتها و مفسدههاى واقعى بشر احاطه دارد، بهترين و مطمئنترين منبع
[١].
مَن لَم يَعرِفِ الخَيرَ مِنَ الشَّرِّ فَهُوَ بِمَنزِلَةِ البَهيمَةِ ( الكافى، ج ٨، ص ٢٤، ح ٤؛ كتاب من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٤٠٧، ح ٥٨٨٠؛ تحف العقول، ص ٩٩؛ غرر الحكم، ح ٨٧٥٥؛ بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٢٨٨، ح ١).