درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٩٨ - يك بىمعنايى، عامل نارضايتى
من رضي برزق الله لم يحزن علي ما فاته.[١]
كسى كه به روزى خدا راضى باشد، به خاطر آنچه ندارد، اندوهگين نمىشود.
اين جاست كه آسايش، آرامش و راحتى زندگى تأمين مىگردد. به همين جهت در روايات تصريح شده كه: راحتى زندگى، در قناعت است[٢] و انسان قانع، از آسايش روانى برخوردار است.[٣] در حقيقت، كسى كه به آنچه براى او بس است، بسنده كند، به سوى راحتى و آسايش، شتاب كرده[٤] و آن را به چنگ آورده است[٥] و در نتيجه، زندگى، مايه روشنى چشم او مىگردد.[٦] پس زيبايى زندگى[٧] و لذّت آن در «قناعت» است.[٨]
از آنچه گذشت، روشن مىشود كه براى كاهش گرايش به اعتياد، بايد حرص و ترس از روزى را به قناعت تبديل كرد. كسانى كه به روزى خداوند متعال قانع باشند، كمتر در معرض وسوسه اعتياد قرار مىگيرند. اين مىتواند در تحقيقات تجربى نيز بررسى شود.
و. تنظيم معناى زندگى
يك. بىمعنايى، عامل نارضايتى
انسان، موجودى است كمالگرا و هدفمند كه از بيهودگى، بىمعنايى و بىهدفى، سخت گريزان است. بيهودگى و پوچى، چنين موجودى را ارضا نمىكند و از اينرو اگر زندگى، معنا و هدفى نداشته باشد، زنده ماندن، ارزشى نخواهد داشت؛ هرچند تمامى امكانات
[١]. نهج البلاغه، حكمت ٣٤٩.
[٢]. پيامبر خدا( ص):
القناعة راحة ( اعلام الدين، ص ٣٤١).[٣]. امام على( ع):
المستريح من الناس القانع ( غرر الحكم، ح ٩٠٧٢).[٤]. امام على( ع):
من اقتصر علي الكفاف تعجّل الراحة ( همان، ح ٩٢٣٣؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٤٥٨).[٥]. امام على( ع):
من اقتصر علي بلغة الكفاف فقد انتظم الراحة ( الكافى، ج ٨، ص ١٩، ح ٤؛ كتاب من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٨٥، ح ٥٨٣٤).[٦]. پيامبر خدا( ص):
من رضي بما رزقه الله قرت عينه ( الأمالى، طوسى، ص ٢٢٥، ح ٣٩٣).[٧]. امام على( ع):
جمال العيش القناعة ( غرر الحكم، ح ٨٩٩٠؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٢٢٢).[٨]. امام على( ع):
« القناعة لذة العيش» ( تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٣٢١)؛ أطيب العيش القناعة ( غرر الحكم، ح ٨٩٨٢؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ١١٣).