درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٢٥ - ب تصحيح الگوى مواجهه نخستين
و مايليم به سرعت، وضعيت را به حالت پيشين آن برگردانيم.
در چنين فضايى، پديده «جنگ با سختىها» به وجود مىآيد. به ستيز با سختىها برمىخيزيم تا آنها را از صحنه روزگار، حذف كنيم و شرايط را به وضعيت عادى برگردانيم. جزع كردن و شكايت كردن، نشانه در افتادن با سختىهاست؛ امّا همان گونه كه پيشتر از اين گفتيم، شكايت كردن، بىتابى نمودن و امورى از اين دست- كه نشانه ستيز با سختىهاست-، هيچ تأثيرى در تغيير وضعيت و تبديل آن از ناخوشايند به خوشايند نخواهد داشت و همين ناكامى مىتواند زمينه گرايش به اعتياد را فراهم آورد. الگوى مواجهه نخستين مىتواند در پژوهشهاى ميدانى نيز بررسى شود. به نظر مىرسد الگوى ستيز با اصل ورود مشكل- كه يك امر غير منطقى است-، عامل گرايش به اعتياد است. اگر چنين باشد، مىتوان افراد مستعد را نيز پيشبينى كرد و همچنين بر اساس آن برنامههاى پيشگيرى و درمان را طراحى نمود.
به هر حال، نتيجه شناخت اين واقعيت، پذيرش موقعيت است. اگر درافتادن با سختىها و ستيز با بلاها، نه تنها آنها را برنمىگرداند، بلكه بر رنج و عذاب انسان مىافزايد، پس بهتر است سختىها را به عنوان يك واقعيت، پذيرفت و موقعيت ناخوشايند را مهار كرد و مديريت نمود. امام على (ع) با تكيه بر اصل برگشتناپذيرى سختىها، موقعيت سخت را شرط گذر سالم از آن بر مىشمرد. اين كلام، چنان پُرمغز و راهگشاست كه احنف بن قيس مىگويد: بعد از سخن پيامبر (ص) كلامى زيباتر از اين سخن اميرمؤمنان (ع) نشنيدم كه مىگويد:
إنَّ لِلنَّكَباتِ نِهاياتٍ لابُدَّ لِأَحَدٍ إذا نُكِبَ من أن يَنتَهِيَ إلَيها، فَيَنبَغي لِلعاقِلِ إذا أصابَتهُ نَكبَةٌ أن يَنامَ لَها حَتّي تَنقَضِيَ مُدَّتُها فَإِنَّ في دَفعِها قَبلَ انقِضاءِ مُدَّتِها زِيادَةً في مَكروهِها.[١]
همانا براى سختىها پايانى است كه هر كس به آن دچار شود، بايد به پايان آن برسد. پس براى انسان خردمند، زيبنده است كه هر گاه گرفتارىاى به او رسيد، كنار آن بيارامد تا زمان آن به سر آيد؛ چرا
[١]. تاريخ مدينه دمشق، ج ٤٢، ص ٥١٤؛ مقتل الحسين، خوارزمى ص ٣٦٤، ح ٣٨٠؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٧٥٢، ح ٨٦٥٧.