درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٨ - چهار احترام به خود
اين خودبينى چيزى از نوع مكاشفه جوهر نفسْ است با زيبايىهاى معنوىاش، چيزى از نوع شهود يك موجود ملكوتى است، از نوع شهود موجودى است كه از عالم قدرت است، از عالم مافوق مادّه است، داراى نوعى جمال و بها و زيبايى است. اين احساس نوعى ادراك ارزش واقعى گوهر ذات است به عنوان ذاتى برتر.[١]
به طور عمده، فرضيه اين است كه هر گاه ارزشيابى انسان از وجود صفات و خصائص ذاتى و اكتسابى خود مثبت باشد و اين ويژگىها را به عنوان يكى از آثار خالق هستى و همچنين به عنوان توفيقات و نعمتهاى الهى بنگرد، از هر گونه عمل پست و نهىشده اجتناب خواهد كرد؛ امّا شخصى كه هر چه بيشتر احساس بىارزشى و رهاشدگى داشته باشد، به انجام اعمالى كه غيرمجاز محسوب مىشوند، تمايل بيشترى خواهد داشت. همچنين است اگر احساس ارزشمندى كاذب داشته باشد. اين حقيقت، در حديث اميرمؤمنان (ع) بيان شده است:
مَن كَرُمَت علَيهِ نَفسُهُ هانَت علَيهِ شَهَواتُهُ:
هر كه خويشتن را ارج نهد، شهوتهايش در نظر او بىارج مىگردند.[٢]
در مورد اين كه احساس بىارزشى مىتواند زمينه هر عمل شرّى بشود نيز از امام هادى (ع) حديثى هست كه فرمودند:
مَن هانَتْ علَيهِ نَفسُهُ فلا تَأمَنْ شَرَّهُ:
هر كه براى خود ارزشى قائل نباشد، از شرّش ايمن مباش.[٣]
در اين دو حديث، مادّه «هوان» به معنى «خوارى» در مقابل كرامت و شرافت به كار رفته است و نشان مىدهد كه بين ارزيابى منفى افراد و جهتگيرى به سمت گناه، رابطه وجود دارد.
[١]. يادداشتها، ج ٦، ص ٤٩٥.
[٢]. نهج البلاغه، حكمت ٤٤٩.
[٣]. تحف العقول، ص ٤٨٣.