درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٥ - يك ايمان به تقدير
تمركز داشتيم كه چگونه مىتوان فلسفه لذّت را از بين برد. اكنون بحث در اين است كه به جاى آن، چگونه مىتوان فلسفه خير را به وجود آورد؟ براى اين منظور، چند راه وجود دارد كه در ادامه به آنها مىپردازيم.
يك. ايمان به تقدير
پيشتر گفتيم كه زندگى، دو روى خوشايند و ناخوشايند دارد و هر كدام از اين دو، به نوعى در گرايش به اعتياد نقش دارند؛ امّا اين كه حوادث زندگى از كجا دستور مىگيرند و به دست چه كسى مديريت مىشوند و به چه منبعى بايد آنها را اسناد داد، مسئلهاى است كه نقش تعيين كنندهاى در شكلگيرى واكنش ما به خوشايند و ناخوشايند زندگى دارد. پاسخ درست مىتواند مانع واكنشهاى منفى شود و از بروز رفتارهاى نادرست پيشگيرى كند. اين همان چيزى است كه از آن، با عنوان «سبك اسنادى» ياد مىشود. سبك اسنادى اين گونه افراد در باره حوادث زندگى،[١] موضوعى است كه مىتواند مورد بررسى تجربى قرار گيرد. از اشكالات افراد مستعد و مبتلا به اعتياد آن است كه در باره منشأ حوادث تلخ و شيرين زندگى، برداشت درستى ندارند. از اين رو، نخستين گام آن است كه فرد بداند همه چيز به تقدير خداوند متعال است. تقدير زندگى، كار خداوند متعال است و به همين جهت، او را «مقدِّر» نيز مىنامند. مُقدِّر، كسى است كه مقدار و نهايت چيزى را كه اراده كرده، معين مىكند.[٢]
در احاديث، تقدير، يكى از مراحل آفرينش موجودات به شمار مىآيد كه پس از مشيت و اراده و قبل از قضاست: «چيزى موجود نمىشود، مگر آن كه خدا بخواهد و اراده كند و
[١]. مراد از حوادث تلخ و شيرين زندگى، آن دسته از امورى است كه ريشه در سنّت امتحان و ابتلاى الهى قرار دارد، نه امورى كه به خاطر اشتباهات افراد به وجود مىآيند.
[٢]. صفت« مُقدِّر( اندازه گذارنده)»، اسم فاعل از« قَدَّرَ، يقَدِّرُ»، از ريشه« قدر» است كه بر اندازه و حقيقت و نهايت هر چيزى، دلالت مىكند( معجم مقاييس اللغه، ج ٥، ص ٦٢؛ الصحاح، ج ٢، ص ٧٨٦).