درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٤ - دنيا ناچيز است!
دائم چون و چرا مىكردند، كه چرا به ما اجازه قتال داده نمىشود؟ ولى همين كه اسلام نيرو گرفت، و مسلمانان، مأمور به جنگيدن شدند، طائفهاى از آنان از كفّار به همان مقدار كه از خدا مىترسيدند و بلكه بيش از آن، دچار وحشت شدند و گفتند: چرا نبرد را بر ما واجب كرد، با اين كه عمر آدمى در دنيا كوتاه و اندك است؟ چرا خداى تعالى مضايقه كرد كه از اين عمر كوتاه بهرهمند شويم؟ و چرا با دستور جنگيدن، اين عمر كوتاه را از ما سلب كرد؟ منشأ اين سخن، علاقهاى بوده كه آنان به زندگى در دنيا داشتهاند، در حالى كه اين زندگى در آموزههاى قرآنى، متاعى است اندك كه چند صباحى مورد بهرهورى قرار مىگيرد و سپس سريع از بين مىرود و اثرى از آن باقى نمىماند، و به دنبال آن، زندگى آخرت است كه حياتى است باقى و حقيقى است. معلوم است كه چنين حياتى از حيات دنيا بهتر است، و به همين جهت در پاسخ مسلمانان كذايى، همين معنا را خاطر نشان ساخته است:
«قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ».
در اين جمله به پيامبر خدا (ص) دستور مىدهد كه به افراد ضعيف، جوابى بدهد كه اشتباه آنان را روشن سازد و خطا بودن اين نظرشان را- كه زندگى اندك دنيا را بر كرامت جهاد و شرافت كشته شدن در راه آخرت ترجيح دادهاند- توضيح دهد.[١]
در اين آيات، به خوبى نقش شناخت و واقعگرا بودن يا واقعگرا نبودن آن در احساس كاميابى و رضامندى از دنيا روشن است. شناخت نادرست از دنيا، آن را بسيار بزرگ مىداند و لذا از فقدان آن بىتاب مىگردد و شناخت واقعگرا، آن را اندك مىشمرد و لذا از فقدانش بىتاب نمىگردد.
در آيه ٣٩ سوره غافر نيز بر همين بُعد از واقعيت دنيا تصريح شده[٢] و به همين جهت در آيه ٦٠ سوره قصص تأكيد شده كه آنچه از اين دنيا به انسان برسد، متاعى محدود است و آنچه نزد خداست، خير و پايدار است.[٣] جالب اين كه در اين آيه، مردم به تعقّل و
[١]. ترجمه تفسير الميزان، ج ٥، ص ٦( با كمى تغيير).
[٢].( يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ).
[٣].( وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ).