درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦ - ٢ تحليل و بررسى
حتّى ترجيح مىدهند از راه غيرمنطقى به آنها برسند.[١]
٢. تحليل و بررسى
در بحث پيشين مشخّص شد كه بر اساس برخى نظريهها، لذّتگرايى، عامل گرايش به اعتياد است. تحليل عوامل ديگر نيز نشان مىدهد كه لذّتگرايى، نه به عنوان يك عامل در كنار ديگر عوامل، بلكه به عنوان يك رويكرد زندگى، عامل اعتياد خواهد بود؛ و اين بدان جهت است كه ديگر عوامل نيز ريشه در اين عامل دارند. براى نمونه، فقدان صبر و تحمّل در برابر مشكلات، و الگوى نادرست شادى و نشاط، و يا آرامشجويى، از ديگر عوامل اعتياد به شمار مىروند. اين دو نيز ريشه در لذّتگرايى دارند. وقتى لذّتگرايى، يك رويكرد باشد، دچار افراط و اشتباه در الگوى شادى و نشاط مىگردد و در نتيجه، زمينه اعتياد فراهم مىشود. همچنين وقتى دچار مشكل مىشوند، بىتاب مىگردند و از الگوى مقابلهاى منفى استفاده مىكنند و براى تسكين درد و رسيدن به آرامش، به اعتياد گرايش پيدا مىكنند. اين نشان مىدهد كه از مسائل مهم، بررسى فلسفه زندگى افراد مستعد يا مبتلا به اعتياد است. بدون بررسى و توجّه به اين عامل، نمىتوان به نتيجه بخش بودن اقدامات كاهنده، اميدوار بود. بر اساس متون اسلامى، از پيامدهاى منفى دوران خوشايند، افراط و بدمستى است. برخى افراد بر اساس منطق لذّت، هنگام خوشى و رفاه، دچار خوشگذرانى و لهو و لعب مىشوند كه يكى از مصاديق آن، اعتياد است. در ادبيات اسلامى از اين كار، گاه به عنوان «فرح»[٢] و گاه «ترف»[٣] ياد مىشود.[٤] در معارف اسلامى
[١]. بررسى سوء مصرف مواد در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى.
[٢]. وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ( سوره روم، آيه ٣٦).
وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ( سورهشورا، آيه ٤٨). وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ\* وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ( سوره هود، آيه ٩- ١٠).[٣].« تَرَف»، به معناى برخوردارى از نعمت و زيستن در رفاه است. مُترَف، كسى است كه ناز و نعمت و گشايش زندگى، او را سرمست كند؛ شخص مرفّه و غرق در نعمت و عياش( لسانالعرب، ماده« ترف»).
[٤]. وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ( سوره أنفال، آيه ٤٧).
وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ( سوره زخرف، آيه ٢٣. نيز ر. ك: سوره مؤمنون، آيه ٣٣ و ٦٤؛ سوره أنبيا، آيه ١٣؛ سوره هود، آيه ١١٦؛ سوره واقعه؛ آيه ٤٥؛ سوره إسرا، آيه ٦).