درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٤١ - تعديل لذتجويى
همين نداشته باشد، واقعاً مىتواند پايه بسيارى از انحرافها و بدبختى ها باشد.[١] همچنين احاديث باب «حرص و آزمندى» بر امر دنيا و مادّيات كه مىتواند اين نتيجه را داشته باشد؛ شبيه موضوع لذّت است؛ چون، همچنين پرهيز از بى دليل بودن انواع سرگرمىها. در روايتى، امام صادق (ع) كار فردى را كه فقط براى سرگرمى به شكار رفته بود، سرزنش مىكند.[٢]
بنا بر اين، بايد «فلسفه لذّت» را به «فلسفه خير» تبديل كرد. در اين فلسفه، حتّى سختىها عاملى براى كسب خير هستند و خوشىها نيز نبايد به خير زندگى آسيب بزنند. اگر فلسفه لذّت به فلسفه خير تبديل شود، نه انسان در موقعيت لذّت، دچار بدمستى و سركشى مىشود و نه در موقعيت محنت، دچار بىتابى مىگردد. در اين صورت، زمينه گرايش به اعتياد از بين مىرود. از مسائلى كه مىتواند در اعتياد به صورت ميدانى مورد تحقيق قرار گيرد، فلسفه زندگى افراد است. با تهيه ابزار لازم براى اين امر، مىتوان بررسى كرد كه افراد معتاد از چه فلسفهاى پيروى مىكنند؟ با چنين تحقيقى مىتوان افراد مستعد و در معرض اعتياد را نيز مشخّص نمود.
تعديل لذّتجويى
گام بعدى، تعديل لذّتجويى است. پس از تغيير رويكرد، بايد روشهايى را در پيش گرفت تا لذّتجويى افراطى و منفى تعديل شود و بدين وسيله، زمينه گرايش به اعتياد كاهش يابد. چيزى كه واكنش منفى در هر دو موقعيت را تعديل مىكند و واكنش مثبت را به وجود مىآورد، همين تعديل لذّتجويى و خارج كردن لذّت از محوريت زندگى است. وقتى لذّت، محور و مبناى زندگى نباشد، نه انسان از خوشايند زندگى سرمست مىشود و نه از
[١]. امام على( ع):
الشَّرَهُ اسُّ كُلِّ شَرّ ؛ لذّتجويى، اساس هر بدى است.( غرر الحكم، ح ١١٦٧؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٤٥ ح ١١١٤). لِكُلِّ شَيءٍ بَذرٌ، وبَذرُ الشَّرِّ الشَّرَهُ ؛ هر چيزى بذرى دارد و بذر بدى، لذّتجويى است( غرر الحكم، ح ٧٣١١).[٢].
امامُ صّادقُ( ع): فيمَن طَلبَ الصَّيدَلاهِيا: و إنّ المؤمنَ لَفي شُغُلٍ عن ذلكَ، شَغَلَهُ طَلَبُ الآخِرَةِ عَنِ المَلاهي ... و إنَّ المؤمنَ عَن جَميعِ ذلكَ لَفي شُغُلٍ، ما لَهُ و للمَلاهي؟! فإنَّ المَلاهيَ تُورِثُ قَساوَةَ القَلبِ و تُورِثُ النِّفاقَ؛ امام صادق( ع) درباره كسى كه براى سرگرمى دنبال شكار مىرود، فرمود: مؤمن، فرصت چنين كارهايى را ندارد. آخرتجويى او را از سرگرمى باز داشته است ... مؤمن به هيچ يك از اين كارها نمىرسد. او را چه به سرگرمىها؟! كارهاى لهو و سرگرم كننده، سختدلى مىآورد و نفاق بر جاى مىگذارد( الاصول الستّه عشر).