درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٧٩ - ج شروط شادى و هيجان
او كه خويشتن را برايش آراسته، نمىتواند جايگزين آخرتى شود كه بد نگريستن به آن، او را در نظرش زشت جلوهگر ساخته است. و فريب خوردهاى كه به بالاترين خواست خويش از دنيا دست يافته، مانند كسى نيست كه [حتّى] به كمترين بهره خويش از آخرت، دست يافته باشد.[١]
على (ع) خود بر اين باور است كه من براى اين آفريده نشدهام كه به خوردن غذاهاى لذيذ همانند حيوان به آخوربستهاى كه تمام همّ و غمش خوردن علف است، يا به مانند حيوان يلهاى كه كارش چريدن در زبالهدانىها و پر كردن شكمش از علف آنهاست، مشغول شوم، بىخبر از آن كه چه سرنوشتى در انتظار اوست. و آفريده نشدهام كه بيهوده رها شوم، يا بىهدف بگردم، يا ريسمان گمراهى را بكشم، يا در بيراهه، راه سرگردانى بپويم![٢]
بنا بر اين، در الگوى اسلامى هيجانات مثبت، بايد جهتگيرى الهى آن رعايت و از هر گونه لهو و لعب، پرهيز شود.
[١].
أيُّهَا النّاسُ، اتَّقُوا الله، فَما خُلِقَ امرُؤٌ عَبَثا فَيَلهُوَ، ولا تُرِكَ سُدىً فَيَلغُوَ، وما دُنياهُ الَّتي تَحَسَّنَت لَهُ بِخَلَفٍ مِنَ الآخِرَةِ الَّتي قَبَّحَها سوءُ النَّظَرِ عِندَهُ، ومَا المَغرورُ الَّذي ظَفِرَ مِنَ الدُّنيا بِأَعلى هِمَّتِهِ كَالآخَرِ الَّذي ظَفِرَ مِنَ الآخِرَةِ بِأَدنى سَهمَتِهِ ( نهج البلاغه، حكمت ٣٧٠؛ تنبيه الخواطر، ج ١، ص ٧٩؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ١٣٢، ح ١٣٦).[٢].
فَما خُلِقتُ لِيَشغَلَني أكلُ الطَّيِّباتِ؛ كَالبَهيمَةِ المَربوطَةِ هَمُّها عَلَفُها، أوِ المُرسَلَةِ شُغُلُها تَقَمُّمُها، تَكتَرِشُ مِن أعلافِها وتَلهو عَمّا يُرادُ بِها، أو اترَكَ سُدىً، أو اهمَلَ عابِثاً، أو أجُرَّ حَبلَ الضَّلالَةِ، أو أعتَسِفَ طَريقَ المَتاهَةِ! ( نهج البلاغه، نامه ٤٥؛ بحار الأنوار، ج ٣٣، ص ٤٧٤، ح ٦٨٦).