درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦٨ - ب لذت و هيجانات معنوى
از حواس پنجگانه تا غريزه جنسى، و خنده و شوخى، و ارتباط با ديگران را شامل مىشود. اين از مباحث مهم و قابل تأمّل در الگوى شادكامى از ديدگاه اسلام است. افراد مىتوانند با استفاده از انواع مختلف لذّتهاى مادى، ابعاد مختلف وجودشان را از اين امور، بهرهمند سازند و به نشاط در اين بُعد، دست يابند.
ب. لذّت و هيجانات معنوى
گستره ديگر، لذّت معنوى است كه به نظر مىرسد افراد معتاد در آن، نقطه ضعف داشته باشند. همان گونه كه پيشتر اشاره شد، بُعد معنوى انسان، يكى از ابعاد مهم و اساسى اوست. براى تحقّق هيجان كامل، لازم است كه اين بُعد نيز ارضا شود و لذّت آن تأمين گردد. محور اساسى اين بخش، ارتباط با خداوند متعال است. ارتباط با خدا يكى از نيازهاى اساسى انسان است. تا خدا در زندگى انسان نباشد، زندگى بىمعنا خواهد بود، و زندگى بىمعنا، سرد و بىروح است. اگر همه امكانات، فراهم باشد، ولى خدا در زندگى نباشد، زندگى، خستهكننده و ملالآور خواهد بود؛ زيرا خداوند، اصل و ريشه انسان است و قطع ارتباط با ريشه، موجب پژمردگى و افسردگى مىشود.
البته بديهى است كه بهرهمندى از لذّت ارتباط با خدا وقتى حاصل مىشود كه خدا شناخته شود. به همين جهت، خداوند متعال مايه سرور عارفان دانسته شده است.[١] خدا، هميشه و همه جا هست. آنچه او را لذّتبخش مىسازد، شناخت اوست. امام صادق (ع) در بيانى روشن مىفرمايد:
اگر مردم از فضيلت شناختِ خداى عز و جل باخبر مىشدند، به نعمتها و خوشىهاى زندگى دنيوى كه خداوند، دشمنان را از آن برخوردار ساخته است، چشم نمىدوختند و دنيايشان از آنچه با گامهايشان بر آن پاى مىنهند نيز كمتر مىشد و با نعمت معرفت خدا عز و جل بهرهمند مىشدند و از آن، لذّت مىبردند؛ لذّت بردنِ كسى
[١]. پيامبر خدا( ص) در دعاى جوشن كبير:
يا سرور العارفين ( البلد الأمين، ص ٤٠٦).