درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٦ - عوامل تقويت توكل
خواهد كرد. پيامبر خدا (ص) معناى توكّل را از جبرئيل پرسيد و وى در پاسخ گفت:
العِلمُ بأنّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ ولا يَنفَعُ، ولا يُعطي ولا يَمنَعُ، واستِعمالُ اليَأسِ مِن الخَلقِ، فإذا كانَ العَبدُ كذلكَ لَم يَعمَلْ لأحَدٍ سِوَى اللّهِ، و لَم يَرْجُ و لَم يَخَفْ سِوَى اللّهِ، و لَم يَطمَعْ في أحَدٍ سِوَى اللّهِ، فهذا هُو التَّوكُّلُ.[١]
دانستن اين مطلب كه مخلوق نه زيانى مىزند و نه سودى مىرساند، نه چيزى مىدهد و نه جلوگيرى مىكند، و چشم اميد بركندن از خلق. هرگاه بنده چنين باشد، ديگر براى احدى جز خداوند كار نمىكند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است توكّل.
در اين حديث به خوبى بيان شده است كه اگر كسى باور كند كه سود و زيان، و اعطا و منع، به دست مردم نيست، از آنان قطع اميد مىكند و فقط به خدا اميد مىبندد و تكيه مىكند.
اصبغ بن نُباته نقل مىكند كه امير مؤمنان (ع) هماره در سجدهاش مىفرمود:
اناجيكَ يا سَيِّدي كَما يُناجِي العَبدُ الذَّليلُ مَولاهُ، وأطلُبُ إلَيكَ طَلَبَ مَن يَعلَمُ أنَّكَ تُعطي ولا يَنقُصُ مِمّا عِندَكَ شَيءٌ، وأستَغفِرُكَ استِغفارَ مَن يَعلَمُ أنَّهُ لا يَغفِرُ الذُّنوبَ إلّا أنتَ، وأتَوَكَّلُ عَلَيكَ تَوَكُّلَ مَن يَعلَمُ أنَّكَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ.[٢]
آقاى من! با تو آهسته سخن مىگويم، آن گونه كه بنده خوار با خواجهاش مىگويد. از تو تقاضا مىكنم، همچون تقاضاى كسى كه مىداند تو عطا مىكنى و از آنچه نزد توست، هيچ كاسته نمىشود. از تو آمرزش مىخواهم، همچون آمرزشخواهىِ كسى كه مىداند گناهان را فقط تو مىآمرزى و بس. بر تو توكّل مىكنم، همچون توكّل كردن كسى كه مىداند تو بر هر چيزى توانايى.
وقتى از امام كاظم (ع) درباره آيه شريف (وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ) مىپرسند،
[١]. معانى الأخبار، ص ٢٦١ ح ١؛ بحار الأنوار: ج ٧٧ ص ٢٠، ح ٤.
[٢]. الأمالى، للصدوق، ص ٣٢٧، ح ٣٨٥؛ المزار الكبير، ص ٢٦٠؛ بحار الأنوار، ج ٨٦، ص ٢٢٧، ح ٤٧.