درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٥ - عوامل تقويت توكل
داشته باشد. هر كس به خدا اطمينان داشته باشد، به او توكّل خواهد كرد[١] و به هر ميزان كه اطمينانش افزايش يابد، توكّلش نيز افزايش خواهد يافت.[٢] آنچه موجب به وجود آمدن اطمينان مىگردد، شناخت و آگاهى است. انسان هنگامى مىتواند به چيزى اعتماد كند كه آن را بشناسد. امر ناشناخته نمىتواند مورد اطمينان و اعتماد قرار گيرد. به همين جهت، مهمترين عامل تقويت توكّل، شناخت و يقين است. در روايات بر اين مسئله تأكيد شده كه توكّل، از قوّت يقين فرد است[٣] و لذا حُسن توكّل، نشانه حُسن يقين است.[٤]
هر چند عامل اصلى توكّل يقين است، امّا بايد توجّه داشت كه يقين، دامنه گستردهاى دارد و موضوعات متعدّد و متفاوتى را شامل مىشود. در روايات اسلامى، براى بسيارى از مسائل، عامل يقين مطرح شده است. سؤال اين است كه چگونه ممكن است عاملى به نام يقين، در تمامى اين موضوعات متفاوت، كارايى داشته باشد؟ پاسخ را بايد در موضوع و متعلّق يقين جُست. متعلق همه يقينها يكى نيست. متعلّق هر يقينى، متناسب با همان موضوع شكل مىگيرد. اين يك اصل در تحليل نقش متفاوت و گسترده يقين است.
اگر بايد براى هر موضوعى، يقين متناسب با آن را به دست آورد، بايد ديد كه يقين متناسب با توكّل چيست؟ براى پاسخ به اين پرسش بايد به معنا و حوزههاى توكّل نگاهى دوباره بيندازيم. توكّل در حوزه تكوين، به اين معنا بود كه خير و شر امور، دست خداوند متعال است و در حوزه تشريع به معناى اعتماد به قوانين الهى است كه ممكن است از ديد ما پنهان باشد. از اين رو، شناخت متناسب با يقين اين است كه باور كنيم سود و زيان بشر، به دست خداوند متعال است. اگر چنين باورى شكل بگيرد، انسان به خداوند اعتماد
[١]. امام على( ع):
مَن وَثِقَ باللّه تَوَكَّلَ علَيهِ؛ آن كه به خدا اطمينان دارد، به او توكّل كند( غرر الحكم، ح ٨٠٦٩.([٢]. امام على( ع):
حُسنُ تَوكُّلِ العَبدِ علَى اللّه على قَدرِ ثِقَتِهِ بهِ ؛ نيكويى توكّل بنده به خدا، به اندازه اطمينانش به اوست( غرر الحكم، ح ٤٨٣٢).[٣]. امام على( ع):
التَّوكُّلُ مِن قُوَّةِ اليَقينِ؛ توكّل[ ناشى] از نيرومندى يقين است( غرر الحكم، ح ٩٦٩). في التَّوكُّلِ حَقيقَةُ الإيقانِ؛ حقيقت يقين، در توكّل است( همان، ح ٦٤٨٤(.[٤]. امام على( ع):
بِحُسنِ التَّوكُّلِ يُستَدَلُّ على حُسنِ الإيقانِ؛ از توكّل راستين به يقين راستين پى برده مىشود( همان؛ ح ٤٢٨٦.( إنّ حُسنَ التَّوكُّلِ لَمِن صِدقِ الإيقانِ؛ توكّل راستين، بى گمان[ ناشى] از راستى يقين است( همان، ح ٣٣٨٠.(