درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٠٣ - ١ خويشتندارى در تحقيقات اعتياد
شرايطى، امكان دسترس به احساس مثبت از وجود خود داشته و خويشتندارى خود را به خاطر احساس احترام متعالى تقويت كند؛ چيزى كه در ادبيات دين از آن با عنوان «كرامت انسان» نام برده مىشود و ما در باره آن بحث خواهيم كرد.
تحقيقات اخير نيز كليدى بودن مؤلّفه «احترام به خود» را در خويشتندارى نسبت به اعتياد به مواد اثبات كردهاند. اين تحقيقات بر برخى از ويژگىهاى همجهت با خويشتندارى ضعيف در شخصيت معتادان تأكيد دارند، مانند: تحمّل پايين در برابر انواع ناراحتىها، ناتوانى در كنترل احساسات بويژه خصومت، ضعف در كنترل انگيزهها (بويژه انگيزههاى جنسى و پرخاشگرانه)، دروغگويى زياد، فريب در رفتارها و بىتعهّدى اجتماعى و فردى[١] (دليوان[٢]: ١٩٩٤).
بخشى از تحقيقات نيز بر اساس قاعده «فراوانى» يا «تمايل- دسترسپذيرى»، يافتههاى تجربى زيادى جمعآورى كردهاند؛ قواعدى كه نشان مىدهند چگونه اعتياد از حضور در شرايط دسترس به مواد و تمايل افراد به مصرف، حاصل مىشود. ظاهراً هيچ چيزى جز خويشتندارى قوى در اين نوع موقعيت نمىتواند مصرف و اعتياد را كنترل كند. شواهد تجربى اين موضوع به زمان جنگ جهانى بر مىگردد كه به دليل مختل بودن صنعت توليد مواد، ابتلا به اعتياد در حدّ اقل ميزان خود بوده است. قواعد حاصل از اين تحقيقات، مفيد بودن قوانين مبارزه فيزيكى با مواد مخدّر را توجيه مىكنند.
جلوه ديگرى از تأثيرگذارى احترام به خود بر اساس نظريه كنترل[٣]CAP [٤] بررسى شده است؛ نظريهاى كه» تعارض «را مبناى گرايش به اعتياد مىداند، بدين صورت كه ابتدا فرد در تحقّق انتظارات خود و جامعه از خود، دچار مشكل مىگردد و تعارض به وجود آمده موجب برانگيختن اضطراب مىشود. تفسير فرد از اضطراب، نقش كليدى دارد:» من در كنترل خود و محيط اطرافم ناتوانم! «. مهمترين خطاى شناختى اين تفسير، اين است كه
[١]. جامعهشناسى مواد مخدّر.
[٢].Deleon
[٣].Cognitive -Affective -Pharmaco genic
[٤]. نظريههاى سوء مصرف موادمخدّر.