درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢١ - سه محبت
اسلام است. بسيارى از شيوههاى تبليغ دين، تربيت كودك، مديريت فردى و اجتماعى و بالاتر از همه ارتباط با خدا، به دليل وجود عنصر محبّت است. عشق به وجود خداوند و اولياى او در طول تاريخ همواره يگانه هدف والا و توجيه كننده رفتار دينداران بوده است. ظاهراً عشق الهى از مسائل فطرى بشر است كه در همه ملل و فرهنگها وجود داشته است. در لا به لاى متون حديثى و همچنين سيره بزرگان اخلاق و عرفان، توصيف محبّت به خداوند و اوليايش فراوان آمده است. امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از وجود محبّت در ايمان، اصل ايمان به خداوند متعال را همان محبّت و عداوت مىداند.[١] در حديث ديگرى، امام (ع) ديندارى را موكول به دوست داشتن و محبّت مىنمايد، بدين معنا كه هر كس به خاطر دين، حبّ و بغض نداشته باشد، دين ندارد.[٢] در بعضى از احاديث، از محبّت و دوست داشتن به عنوان يكى از هفت پايه اسلام نام برده شده است:
امام على (ع) مىفرمايد:
پايههاى اسلام، هفت تاست: خرد، نخستين پايه است و بر آن، شكيبايى استوار است. دومين پايه، راستگويى و آبرودارى است. پايه سوم، تلاوت قرآن است، آن گونه كه هست. چهارمين پايه، دوستى و دشمنى براى خداست. پايه پنجم، شناخت ولايت خاندان پيامبر (ص) و رعايت حقوق آنان است. ششمين پايه، حمايت از دوستان و برادران و اداى حقوق آنان است. پايه هفتم، به نيكى با مردم رفتار كردن است.[٣]
به دليل ارزشمندى مقام محبّت، امام زين العابدين (ع) در دعاهاى خود، ضمن
[١]. امام صّادقُ( ع)-
لَمّا سُئلَ عنِ الحُبِّ و البُغْضِ: أمِنَ الإيمانِ هُو؟-: و هَلِ الإيمانُ إلّا الحُبُّ و البُغْضُ؟! ( الكافى، ج ٢، ص ١٢٥، ح ٥).[٢]. امام على( ع):
كُلُّ مَن لم يُحِبَّ على الدِّينِ و لم يُبغِضْ على الدِّينِ فلا دينَ لَهُ ( همان، ص ١٢٧، ح ١٦). إنَّ أفضَلَ الدِّينِ الحُبُّ في اللّهِ و البُغضُ في اللّهِ؛ همانا برترين ديندارى، دوستى و دشمنى در راه خداست( غرر الحكم: ح ٣٥٤٠).[٣]. امام على( ع):
قَواعِدُ الإِسلامِ سَبعَةٌ: فَأَوَّلُهَا العَقلُ وعَلَيهِ بُنِيَ الصَّبرُ، وَالثّانيصَونُ العِرضِ وصِدقُ اللَّهجَةِ، وَالثّالِثَةُ تِلاوَةُ القُرآنِ عَلى جِهَتِهِ، وَالرّابِعَةُ الحُبُ فِي اللّهِ وَالبُغضُ فِي اللّهِ، وَالخامِسَةُ حَقُّ آلِ مُحَمَّدٍ( ص) ومَعرِفَةُ وَلايَتِهِم، وَالسّادِسَةُ حَقُ الإِخوانِ وَالمُحاماةُ عَلَيهِم، وَالسّابِعَةُ مُجاوَرَةُ النّاسِ بِالحُسنى ( تحف العقول، ص ١٩٦).