درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٦٥ - خلاصه بحث
ما گرداند! موسى (ع) گفت: پروردگارا! بنى اسرائيل، از كار تو به فرياد آمدند. خدا فرمود: «اى موسى! براى چه؟». گفت: از من درخواست كردند كه از تو بخواهم هر گاه آنان اراده كردند، آسمان را ببارانى و هر گاه اراده كردند، آن را از بارش باز دارى. تو هم پذيرفتى؛ امّا آن را به ضررشان گرداندى! خدا فرمود: «اى موسى! من براى بنى اسرائيل، تقدير كرده بودم؛ ولى آنان به مقدّرات من راضى نشدند. پس، خواستهشان را پذيرفتم و نتيجهاش اين شد كه ديدى».[١]
خلاصه بحث
از مجموع آنچه گذشت، معلوم شد كه رويكرد لذّتجويى در زندگى، از عوامل اساسى در گرايش به اعتياد است. اگر فلسفه لذّت، مبناى زندگى باشد، انسان را در خوشى و ناخوشى به سمت اعتياد سوق مىدهد؛ در خوشىها لذّتجويى بىحساب، و در ناخوشىها، بىتابى و نابردبارى موجب گرايش به اعتياد مىگردد. از اين رو، بايد رويكرد را تغيير داد. بدين منظور، اقدامهايى بايد صورت گيرد كه يكى از آنها دادن اطلاعات كافى به فرد معتاد يا در معرض اعتياد است. تجربه، تغيير رويكرد را به دانش روانشناسى تحميل كرده است و امروزه روانشناسان نيز معتقدند فلسفه زندگى نبايد بر لذّت صِرف قرار گيرد. اسلام نيز از آغاز، فلسفه خود را بر لذّت قرار نداده و با تقسيم لذّت به مثبت و منفى، استفاده از نوع مثبت آن را جزئى از زندگى خوب دانسته و منفى آن را موجب ويرانى شمرده است.
اقدام ديگر، تعديل لذّتجويى است؛ يعنى تقليل لذّتجويى و تنظيم آن بر اساس منطق صحيح اسلامى. بدين منظور مىتوان از دو روش استفاده نمود: يكى روش تنظيم رغبت است كه از آن به «زهد» ياد مىشود و ديگرى روش «ياد مرگ». اگر لذّتجويى انسان تعديل گردد و به ميزان منطقى آن تقليل يابد، زمينه گرايش به اعتياد نيز كاهش مىيابد.
گام سوم، ايجاد و تقويت فلسفه خير است. همان گونه كه مشخّص شد، اسلام، نه فلسفه لذّت را مبناى زندگى مىداند، و نه فلسفه رنج را؛ بلكه فلسفه زندگى را بر «خير»
[١]. الكافي، ج ٥، ص ٢٦٢، ح ٢؛ بحار الأنوار، ج ١٣، ص ٣٤٠، ح ١٧.