درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٤٥ - يك اصلاح تفسير از فقر و غنا
يك. اصلاح تفسير از فقر و غنا
داشتن تعريفى دقيق و صحيح از فقر و غنا، از مسائل مهم و بنيادين پيشگيرى است. از اشكالات مهم افراد معتاد، خطا در تفسير از فقر و غنا است. فقر و غنا با توجّه به ماهيت انسان و ماهيت محلّى كه اكنون در آن قرار دارد (دنيا)، تعريفى خاص دارند. كسى كه مىخواهد از اعتياد در امان باشد و يا رها گردد، بايد تعريف خود را با اين تعريفها هماهنگ سازد. بنا بر اين، اين يك بحث «معناشناسى» است.
تفسير رايج در ميان مردم و از جمله افراد معتاد و يا در معرض اعتياد، اين است كه غنا را به معناى برخوردارى از مال، امكانات و مسائل سختافزارى زندگى، و فقر را به معناى محروميت از آنها مىداند. اين تفسير، براى فقر و غنا، ماهيتى اقتصادى قائل است و معتقد است كه انسانِ برخوردار از وسايل و امكانات لازم براى زندگى، غنى و دارا شمرده مىشود و انسان فاقد آنها، فقير و ندار. متون دينى، اين نوع از تفسير فقر و غنا را نيز بيان كردهاند؛ امّا منحصر به اين نوع نيست و آن را در درجه نخست اهميت نيز نمىداند. پرسش اين است كه آيا اين، معيار دارا و ندار در مقياس انسان است؟
تفسير ديگرى كه وجود دارد، تفسير روانشناختى است. بر اساس اين تفسير، فقر و غنا پيش از آن كه يك مفهوم اقتصادى و عينى باشند، يك مفهوم روحى و روانىاند. اساساً غنا به معناى بىنيازى است، نه دارايى؛ و فقر به معناى نيازمندى است، نه ندارى. مال و ثروت، يكى از لوازم احساس بىنيازى است، نه اين كه معناى اصلى آن باشد. بر اساس اين تفسير، غنا يعنى برخوردارى از احساس بىنيازى در درون، و انسان غنى، كسى است كه چنين احساسى دارد، هر چند از امكانات مادى بىبهره باشد؛ و فقر يعنى داشتن احساس نيازمندى در درون، و انسان فقير كسى است كه چنين احساسى دارد، هر چند از امكانات برخوردار باشد.
به همين جهت، يكى از كارهايى كه پيشوايان دين انجام مىدادهاند، تصحيح ديدگاه نسبت به فقر و غنا بوده است. حضرت عيسى (ع) مىگويد: خادم من دستهاى من است و