درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٧٠ - الف فلسفه خير و رضامندى از زندگى
رضامندى، مبتنى بر يك واقعيت الهى و باور انسانى است؛ بدين معنا كه خير بودن، واقعيتى الهى در قضا و قدر است كه اگر شناخته شود و انسان آن را باور كند، به رضامندى دست مىيابد.[١]
بر اساس تفكّر توحيدى، موقعيتهاى پيشآمده براى بنده معتقد، يك «خير» يا «حكمت» نهفته محسوب مىشود. هر چند سطوح اعتقادى افراد به خالق حكيم، ممكن است متفاوت باشد، ولى اصل موضوع خيرخواهى مطلق الهى از سوى همه معتقدان به او پذيرفته شده است. اين باور، به فرد، نگاهى مثبت به زندگى مىدهد و رضامندى را به وجود مىآورد و بدين سان، زمينه گرايش به اعتياد از بين مىرود. ولى در صورت ضعيف بودن پايههاى اعتقادى به تدبير و حكمت در طبيعت، برگشت قضاوت فرد به متّهم كردن خود و ديگران مىشود و اساس نارضايتى، خصومت و بدبينى با خود يا جامعه را بنيان خواهد گذاشت و همين امر، موجب گرايش به اعتياد در برخى افراد مىگردد. در زندگى توحيدى، با اين كه اعتقاد بر اين است كه تمام امور، مستند به خداست، ولى اتّفاقاتى كه بر اساس روابط ظاهرى، مستند به بشر نيست، به طور قطع از ديد همه معتقدان، مستند به خداست. بدين صورت كه خداى حكيم، با تدبير خود، هر حادثه و اتفاقى را كه مستند به خودش باشد، بر اساس خيرخواهى خود تجويز مىكند.
امّا امور ناخوشايند زندگى را مىتوان به دو گروه متمايز كرد. گروه اوّل از ناملايمات، ناشى از رفتارهاى اختيارى خود انسان است كه شكل مىگيرند:
(ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ)[٢].
هر خوبى كه به تو مىرسد از خداست، و هر بدى كه به تو مىرسد از خود تو است).
اين ناملايمات، هم ظاهرى ناخوشايند دارند و هم باطنى ناخوشايند؛ ولى در پيدايش آنها خود انسان مقصّر است. گروه دوم ناملايمات، ناشى از خير و حكمت الهى است، ولى
[١]. الگوى اسلامى شادكامى، زير چاپ.
[٢]. سوره نساء، آيه ٧٩.