درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٠ - الگوى پيشگيرى از اعتياد
افراد پاييندست مقايسه كند، موجب برجسته شدن داشتههاى او مىشود و سپاسگزارى را بر مىانگيزد. پنجمى، «تنظيم آرزوها» ست. افرادى كه آرزوهاى دور و زياد دارند، داشتههاى موجود را نمىبينند. با تعديل آرزوها مىتوان داشتههاى موجود را نمايان ساخت. با اين عوامل، داشتههاى زندگى، شناخته و برجسته مىشوند و در نتيجه، حسّ سپاسگزارى برانگيخته مىشود. در اين فضا، فرد، احساس برخوردارى مىكند و بدين سان، زمينه گرايش به اعتياد از بين مىرود.
براى حلّ عامل پنجم يعنى زيادهخواهى، بايد «قناعت» را به وجود آورد. افراد قانع كه در كنار تلاش، به روزى خداوند بسنده مىكنند، تحت فشار حرص قرار نمىگيرند. براى قانع شدن، بايد قوانين روزى را شناخت. شناخت اين قوانين، موجب از بين رفتن حرص مىگردد. لذا زمينه گرايش به اعتياد نيز نخواهند داشت.
براى حل عامل ششم يعنى نشاطجويى، بايد «الگوى اسلامى نشاط» را اجرا كرد. در اين روش، هم همه ابعاد وجودى انسان لذّت خواهند بُرد، و هم فرد از پيامدهاى منفى نشاط نادرست، ايمن خواهد شد و بدين وسيله، زمينه گرايش به اعتياد، از بين خواهد رفت.
و سرانجام براى حلّ عامل هفتم يعنى ضعف خويشتندارى، بايد توان بازدارى و خويشتندارى را تقويت نمود. در اين راستا، «عقل»، مبناى مدل اسلامى خويشتندارى است. اين مدل، عواملى دارد كه عبارتاند از: ١. شناخت پيامد رفتارها كه در عناصرى مانند «عبرت» و «عاقبتانديشى (حزم)» وجود دارد و موجب برانگيخته شدن ترس يا اميد مىگردد؛ ٢. «حيا» كه موجب احساس حضور و ترك كار قبيح مىشود؛ ٣. «محبّت» كه موجب توجه با احسانگرى خدا مىشود و انسان را نسبت به او علاقهمند مىكند. لذا از كارى كه او نمىپسندد، دورى مىكند؛ ٤. «كرامت نفس» كه موجب توجّه به ارزش خود مىشود و فرد را از آلوده شدن، باز مىدارد. اين امور، توان مقاومت در برابر وسوسه را افزايش مىدهند و خويشتندارى را تقويت مىكنند و در نتيجه، فرد از گرايش به سمت اعتياد باز مىايستد.