درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢١٠ - ب فرآيند خويشتندارى
همانا اهل تقوا، آن گاه كه وسوسههاى شيطانى را دريافت كنند، خدا را به ياد آورده، به ناگاه بينا مىشوند).
ابو بصير، معناى اين آيه را از امام صادق (ع) مىپرسد و حضرت در جواب وى مىفرمايد:
هو العبد؛ يهم بالذنب ثم يتذكر فيمسك فذلك قوله:
(فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ).[١]
اين، [حال] بنده است كه قصد گناه مىكند. سپس [خدا را] به ياد مىآورد و در نتيجه دست نگه مىدارد. اين، [معناى] سخن اوست كه: (و به ناگاه بينا مىشوند).
در روايت ديگرى، امام باقر (ع) در پاسخ سؤال ابو بصير از معناى «يادكَرد خدا در همه حال» مىفرمايد:
يذكر عند المعصية يهم بها، فيحول ذكر الله بينه و بين تلك المعصية، وهو قول الله تعالي:
(إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ)[٢]؛
هنگامى كه قصد معصيت كرده، [خدا را] به ياد مىآورد. از اين رو، ياد خدا ميان او و آن معصيت، فاصله مىاندازد. اين، همان سخن خداوند است كه مىفرمايد: (در حقيقت، آنان كه اهل تقوايند، آنگاه كه وسوسهاى از جانب شيطان بديشان رسد، [خدا را] به ياد مىآورند و به ناگاه بينا مىشوند).
در باره اين آيه و مشابه اين معنا، روايات تفسيرى ديگرى نيز وجود دارند.[٣] مهم، اين است كه معادله «يادآورى- بينش- بازدارى» مربوط به پرهيزگاران است و نتيجه آن، بازدارى است. پس در مقابله با اعتياد نيز مىتوان از اين معادله استفاده كرد. پيش از هر
[١]. الكافى، ج ٢، ص ٤٣٥، ح ٧.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٢٧٨، ح ١٣٠٠٥.
[٣]. در تفسير العيّاشى آمده كه امام صادق( ع) در پاسخ زيد بن ابى اسامه در باره معناى اين آيه فرمود:« هو الذنب يهم به العبد فيتذكر فيدعه؛ مقصود، گناه است كه بنده قصد آن را مىكند، اما( خدا را) به ياد مىآورد. در نتيجه آن را رها مىكند»( تفسير العيّاشى، ج ٢، ص ٤٤، ح ١٢٨). همچنين حضرت در پاسخ على بن ابى حمزه ميفرمايد:
« هو السيء يهم العبد به ثم يذكر الله فيبصر فيقصر؛ مقصود، كار زشت است كه بنده قصد آن را مىكند. سپس خدا را به ياد مىآورد و در نتيجه بينا مىشود و دست مىكشد».