درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٧ - ه تنظيم احساس نسبت به درآمد
روايات، قناعت، مايه بركت[١] و مالى است پايانناپذير.[٢] ثمره قناعت، بىنيازى است.[٣] به همين جهت، امام على (ع) مىفرمايد:
لا مالَ أذهَبُ بِالفاقَةِ مِنَ الرِّضا بِالقَناعَةِ، ولا كَنزَ أغنى مِنَ القُنوعِ، ومَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الرّاحَةَ وتَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ.[٤]
هيچ مالى به اندازه قناعت رضايتمندانه، فقر را نمىزدايد و هيچ گنجى ارزشمندتر از قناعت نيست. هر كس به قدر كفايت بسنده كند، به آسودگى سامان مىيابد و در فراخىِ رفاه جاى مىگيرد.
در روايتى ديگر تصريح مىكند كه هيچ ثروتى به اندازه راضى بودن از روزى، احساس فقر و نيازمندى انسان را از ميان نمىبَرَد:
لا مال أذهب للفاقة من الرضا بالقوت.[٥]
هيچ مالى به اندازه راضى بودن از روزى، فقر را از ميان نمىبرد.
در اين روايت، اميرمؤمنان (ع) تصريح مىكند كارى كه از قناعت برمىآيد، از مال برنمىآيد؛ زيرا- همان گونه كه گذشت- آنچه مهم است، بر طرف كردن احساس فقر است و اين به وسيله قناعت به دست مىآيد، نه مال. اين يك قانون است كه غنا در قناعت است. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
طَلَبتُ الغِنى فَما وَجَدتُ إلّا بِالقَناعَةِ؛ عَلَيكُم بِالقَناعَةِ تَستَغنوا.[٦]
توانگرى را جستم و آن را جز در قناعت نيافتم. بر شما باد قناعت تا بىنياز گرديد.
[١]. پيامبر خدا( ص):
القَناعَةُ بَرَكَةٌ ( قرب الأسناد، ص ١٦٠).[٢]. پيامبر خدا( ص):
القَناعَةُ بَحرُ مالٍ لا يَنفَدُ. ( جامع الأخبار، ص ١٠٦). پيامبر خدا( ص): عَلَيكُم بِالقَناعَةِ؛ فَإِنَّ القَناعَةَ مالٌ لا يَنفَدُ. ( المعجم الأوسط، ج ٧، ص ٨٤، ح ٦٩٢٢).[٣]. امام زين العابدين( ع):
الغنى في القناعة ( اعلام الدين، ص ٢٩٩. نيز، ر. ك: غرر الحكم، ح ٢٢، ٤٦٩، ٤٥٩٩، ٦٨٧٤ و ٩١٢٨؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٣٠، ح ٤٦٩ و ص ٣٥، ح ٦٨٣ و ص ٢٠٨، ح ٤١٧٩).[٤]. الكافى، ج ٨، ص ١٩، ح ٤، نهج البلاغه، حكمت ٣٧١؛ كتاب من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٨٥، ح ٥٨٣٤؛ بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٢٣٨، ح ١ وص ٢٨١، ح ١.
[٥]. كتاب من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٨٥، ح ٥٨٣٤؛ نهج البلاغه، حكمت ٣٧١؛ وسائل الشيعه، ج ١٦، ص ١٨.
[٦]. جامع الأخبار، ص ٣٤١، ح ٩٥٠؛ بحار الأنوار، ج ٦٩، ص ٣٩٩، ح ٩١.