اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٦٢ - اتهام سنىگرى و تضعيف دين
الحديث اهلسنّت، وارد احكام و احاديث ما شد.[١] شايد از همين روست كه او مىگويد:
امام زمان عجالله تعالى فرجهالشريف از دستگروهى از اصحاب ما؛ بهويژه محمّدبن ادريس- كه در بعضى از فتاواى خود، بر چيزى غيراز روايات ائمّه معصومين (عليهم السلام) اعتماد مىكردند-، ناراحت است.[٢]
اينگونه عبارات، نشان مىدهد كه ريزش اخبار و بىاعتنايى به برخى از آنها، از نگاه اخباريانى چون استرآبادى و استادش ميرزامحمّد و چه بسا افرادى پيش از آنان، تا چه اندازه ناپسند بوده است، و همين باعث مىشد كه آنان واكنش نشان دهند و به مخالفت با مسلك اصوليان برخيزند. آنان ادامه روش پيشين را خطرآفرين مىديدند و هشدارهاى آنان درواقع، زنگ خطرى براى پيشگيرى از فراموشى يا كمرنگ شدن احاديث اهل بيت (عليهم السلام) بود. چنان كه محدّث بحرانى مىگويد:
اين سختگيرى باعث كنار رفتنِ بسيارى از روايات شد و درنتيجه، بسيارى از احكام و اصول و فضائل اهلبيت (عليهم السلام) و كرامات آنان، بدون مدرك باقى ماند و چنانچه براى اين احكام، به روايات موثّق، حسن و ضعيف- به اصطلاح متأخّران- تمسّك مىشد، بدعت در دين، كذب و افترا لازم مىآمد. و مىبايست
اكثر روايات الكافى[٣] را نپذيرفت. اين، غفلتى بود كه از آنان سرزد. پس يا بايد به اين روايات اعتماد كرد- همانگونه كه اصحاب ما در سدههاى نخست، به آنها عمل مىكردند-؛ و يا بايد دين و شريعتى را غيراز اين دين و شريعت پذيرفت، و راه سومى هم در پيش نيست. از همين رو [كه اين روش، مفاسد بسيارى را در پى دارد]، خود مجتهدان نيز در بعضى از موارد، ناچارند از اين قانون خارج شوند
[١]. همان، ص ١٨٠.
[٢]. همان، ص ٤٠.
[٣]. الكافى كه مشتمل بر ١٦١٩٩ حديث مىباشد حديث صحيح آن ٥٠٧٢، حديث موثق ١١١٨، حديث قوى و حسن ٣٠٢، حديث ضعيف ٩٤٨٥، حديث زيادات و نوادر و متفرقه ٢٢٢( هزاره شيخمفيد، ص ٣٩١).