اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٩١ - وجوب كسب يقين در ديگر عقايد
علّامه حلّى، شهيد اوّل،[١] شهيد ثانى، محقّق كركى،[٢] صاحب معالم، وحيد بهبهانى، نايينى و سيّد خويى،[٣] و اخباريانى چون: شيخحرّ عاملى، شيخحسين كركى، محمّدامين استرآبادى و فيضكاشانى.[٤] البته اجمالًا بايد گفت كه به باور متكلّمان، اين قطع، بايد از روى برهان و دليل به دست آيد، و اخباريان قائلاند كه بايد از روايات و محكمات قرآن بوده باشد.
در مقابل مشهور، عدّهاى در اين كه علم و يقين در اصول عقايد لازم باشد، ترديد كردهاند.[٥] گروهى نيز قائل به تفصيل شدهاند. ميرزاى قمى و شيخ انصارى، از خواجه نصيرالدين طوسى و مقدّس اردبيلى و شيخبهايى و صاحب مدارك و علّامهمجلسى و فيض كاشانى نقل مىكنند كه در اعتقادات، ظن نيز كفايت مىكند.[٦] خواجه نصيرالدين طوسى مىگويد:
به مجرّد اين كه شخص خدا و رسولالله را تصديق بكند و ايمان به معاد و امام معصوم و بهشت و جهنم داشته باشد، او مؤمن است و لازم نيست اينها از روى ادلّهاى باشد كه متكلّمان مطرح كردهاند و رسول خدا (ص) نيز عرب را بيشتر از اين، موظّف نكرده بود.[٧]
علّامهمجلسى در ذيل روايت
«تفقّهوا فى الدين»
مىگويد:
[١]. معارج الاصول، ص ٢٧٧، باب حادى عشر، ٣؛ القواعد و الفوائد، ج ١، ص ٣١٩، قاعده ١١٢.
[٢]. حقائق الإيمان، ص ٥٩؛ رسائل الشهيد الثانى، ج ١، ص ٥ و ج ٢، ص ٧٥٧؛ وسائل المحقّق الكركى، ج ٣، ص ١٧٣.
[٣]. معالم الدين، ص ٢٤٤؛ الفوائد الحائرية، ص ٤٥٦؛ فوائد الاصول، ج ٣، ص ٣٢٤؛ التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج ١، ص ٦٩ و ٣٤٨.
[٤]. الفوائد الطوسية، ص ٣٢٤ و ٤٢٦؛ هداية الأبرار، ص ١٣٤؛ فرائد الاصول، ج ١، ص ٥٥٤؛ الوافى، ج ١، ص ١١؛ الفوائد المدنية، ص ١٢٢؛ قوانين الاصول، ج ٢، ص ١٧٣؛ فرائد الاصول، ج ١، ص ٥٥٤( به نقل از سيّد صدر)؛ الوافى، ج ١، ص ١١.
[٥]. شيخبهايى مىگويد:« مشكل مىتوان اثبات كرد كه در اصول دين، قطع، معتبر است»( زبدة الاصول، ص ٤١٩).
[٦]. قوانين الاصول، ج ٢، ص ١٨٠؛ فرائد الاصول، ج ١، ص ٥٥٤.
[٧]. رساله أقلّ ما يجب الإعتقاد، چاپشده در تلخيص المحصّل، ص ٤٧١.